بحث پايانى
سفر ما به دنياى پيامبران به پايان رسيد ، با ( آدم ) از بهشت رانده شديم و با توطئه شيطان فرزند خويش را به مسلخ حسد فرستاديم . با ( ادريس ) از كمند ( ازرقىها ) گريختيم و باران رحمت الهى بعد از سپرى شدن دوران كفر و ضلالت بار ديگر بر سرزمين ما باريدن آغاز كرد ، با او به مسجد ( سهله ) رفتيم و نياز خويش را از خداوند خواستار گشتيم . با ( نوح ) در كشتى نشستيم و بر ساحل ( جودى ) لنگر انداختيم ، با او شاهد اشراق نور وجود خمسهء طيبه عليهم السلام در ميان طوفان بوديم . با ( هود ) از باد صرصر گريختيم و به همراه ( عبد الله بن قلابه ) قصر با شكوه ( ارم ) را در ميان بيابانهاى ( عدن ) يافتيم و ( شداد ) را ديديم كه چگونه در نزديكى ( ارم ذات العماد ) دچار صيحهء الهى گشت . با ( صالح ) شاهد پى شدن ناقه رحمت بوديم ، تبانى ( عنيزه ) را با ( قدار ) نظاره كرديم و ديديم چگونه تاريخ بار ديگر ورق خورد و فتنه ( قطامه ) را تداعى نمود . با ( ابراهيم ) در ميان گلستان آتش بر سجاده بهشتى نشسته و سورهء اخلاص خوانديم ، با او شاهد فضاحت ( نمرود و فرعون و يهودا و بولس ) بوديم و نقاب تزوير از چهره آن دو غاصب اولى و دومى بركشيديم ، از سرزمين