( قبطيان ) گذشتيم و شوق پذيرش اسلام را در ( عراره ) كه ابتدا نظرى سوء به ( ساره ) داشت ، شعلهور ديديم ، با او ملكوت آسمانها و زمين را نظارهگر بوديم ، بر فراز چند رشته كوه پرندگان له شدهاى را ديديم كه چگونه جان گرفته و بسوى ابراهيم پرواز كردند ، در زمره ( طائفين و عاكفين ) پدر و پسر را در بناى كعبه استعانت نموديم و با ( هاجر ) به دنبال جرعهاى آب بارها به سراب رسيديم ، در بشارت تولد ( اسحاق ) جشن شادى برپا كرديم و در سلامت وجود ( اسماعيل ) ذبيحهها نثار كرديم . با ( لوط ) شبانگاه از شهر خارج شديم تا باران سنگ و سجيل بر سرمان نبارد ، ما ضربه را از همانجا كه نمىدانستيم ، دريافت مىكرديم ، خنجر از پشت بر ما فرود مىآمد از درون خانه و بدست همسر . با ( ذو القرنين ) از وادى ظلمات گذشتيم و با ( خضر ) در جستجوى چشمه آب حيات به راه افتاديم ، از زمين دانههاى زبرجد برچيديم و در چنگال ( يأجوج ) گرفتار آمديم اما به ذو القرنين و سد آهنين او پناه برديم ، با او به شرق و غرب زمين سفر كرديم و با پرهيزگارانى از قوم موسى ملاقات نموديم ، با ( رفائيل و صاحب صور ) آشنا شديم و از آنها پندها آموختيم ، ( امير المؤمنين ) را ذو القرنين اين امت يافتيم كه در روز خندق و درون محراب مسجدش دو ضربه كارى را تحمل نموده بود . با ( يعقوب ) از ( كنعان ) قحطى زده به ( مصر ) درآمديم و با ( يوسف ) از فتنههاى هوس آلود چشم پوشيديم ، از چاه به زندان و از آنجا به عزت و امانتدارى خزائن زمين رسيديم ، پيمانه پادشاهى در رحال ( بنيامين ) نهاديم تا پيمان مودت به كنعان بريم و به همراه باد صبا بوى پيراهن بهشتى را به مشام يعقوب به انتظار نشسته رسانيم . با ( ايوب ) بر فناى دارايى و فقدان عزيزان بسى شكيبايى نموديم تا آنگه كه رحمت الهى بار ديگر بر ذائقه تلخمان حلاوتى تازه يافت و به همراه آن صبر پيشه مقاوم شيطان را بارها به پشت حصارهاى ذلت كشانديم . به همراه ( شعيب ) ( اهل مدين ) را به رعايت كيل و ميزان در داد و ستد با مردم فراخوانديم تا از عذاب ( يوم الظلة ) بر كنار باشند . گهواره متلاطم ( موسى ) را تا قصر ( فرعون ) تعقيب نموديم و بعد از هلاكت آن ( قبطى ) بخاطر قدرت و امانت محبوب شعيب و ( صفورا ) گشتيم ، در طور سينا نداى ( فاخلع نعليك ) را پاسخى عاشقانه داديم ، ( هارون ) را به وزارت برگزيديم و در فتنهء ( سامرى ) نقش برجسته او را در
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 697
مساهمون: السيد نعمة الله الجزائري
ص٦٩٧