تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 694

مساهمون:

ص٦٩٤
كه مواجه مىشدند او را به دنبال خود مىكشيدند تا با ابو بكر بيعت كند . [ 1 ] از سوى ديگر بنى هاشم و بزرگانى از مهاجرين و انصار بىاطلاع از جريانات سقيفه با شنيدن اين خبر در حيرت فرو رفتند و از بيعت خوددارى ورزيدند . [ 2 ] على ( ع ) به عنوان اعتراض به ابو بكر و عمر در پاسخ به ابو عبيده كه مىگفت تو جوانى و تجربه خلافت ندارى فرمود : حكومت اسلامى را از خانه پيامبر به منزل خود انتقال ندهيد به خدا قسم اين مقام از آن ماست چرا كه بر كتاب خدا ، دين او و سنت پيامبر آگاه و بر اصلاح امر مسلمانان قادر و توانمنديم . [ 3 ] ابو بكر نيز در پاسخ اعتراض على ( ع ) بهانه آورد كه حق با توست اى على ! درست است كه با تو مشورت نكرديم و حقت را پايمال نموديم اما از فتنه و آشوب مردم ترسيدم ! ! بدينگونه تا فاطمه زهرا ( س ) در قيد حيات بود هيچكس از هاشميين با ابو بكر بيعت نكرد . [ 4 ] بدين ترتيب با يك دسيسه از پيش طراحى شده كه ريشه آن به قبل از وفات پيامبر برمىگردد ، گروهى كه جاه‌طلبى و حب دنيا در جانشان ريشه دوانيده بود بر خلاف نص صريح پيامبر امامى عادل را به بهانه جوان بودن و بىتجربگى و يا ريختن خون عده‌اى مشرك و منافق در جنگهاى اسلامى از حق مسلم خويش محروم ساختند . و شايستگى و تقوى و سبقت او در اسلام و سفارشات مكرر رسول الله در مورد وى را به باد فراموشى سپردند و با غصب مقام عظماى ولايت الهيه تشتت و سردرگمى را براى جامعه نوشكفته اسلامى به ارمغان آوردند . امير المؤمنين ( ع ) بخاطر حفظ يكپارچگى اسلام و مصالح عاليه آئين توحيدى پيامبر اكرم ( ص ) قيام به سيف نكرد و با ناملايمات زمانه سازگارى پيشه ساخت و براى رسيدن به رياست ظاهريه هيچگاه دغدغه‌اى به خود راه نمىداد مگر آنكه بتواند حقى را از ستم پيشگان باز ستانده و به صاحبش بازگرداند و جامعه را بر محور تقوى و معروف
هامش
[ 1 ] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 1 ص 219 . [ 2 ] فصول المهمة ص 41 - 42 . [ 3 ] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 6 ص 11 . [ 4 ] مروج الذهب ج 2 ص 301 .