تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 691

مساهمون:

ص٦٩١
مسألهء مهمترى يعنى جانشينى و ولايت مطلقهء على ( ع ) مدّ نظر بوده است كه منافقان دغل پيشه و سودجو را به تحرك وامىداشت . ثانيا : قبل از آنكه رسول الله ( ص ) سرپرستى و ولايت على ( ع ) را اعلام كند از مردم خواست تا به سزاوارتر بودن خود او در صحنهء زمامدارى مسلمانان اعتراف نمايند و بعد از قبول عامهء مردم جملهء « من كنت مولاه فهذا على مولاه . . . » را بيان فرمودند . ثالثا : حسّان بن ثابت ضمن اشعارى مسألهء ولايت و جانشينى على ( ع ) را با اجازهء پيامبر و تائيد ايشان به نظم كشيد و احدى از حاضرين در محل غدير به اين سروده حسان كه لفظ مولى را به معناى سرپرست و زمامدار به كار بسته بود اعتراض نكرد .
فقال له قم يا علي فإنّنى * رضيتك من بعدي اماما و هاديا فمن كنت مولاه فهذا وليّه * فكونوا له اتباع صدق مواليا . [ 1 ]
رابعا : بعد از مراسم غدير و اعلام خلافت على ( ع ) پيامبر با پسر عمش در خيمه‌اى نشستند و به مسلمانان و حتى زنان خود دستور دادند به على ( ع ) تبريك گفته و با او بيعت كنند . [ 2 ] مسلم است چنين بزرگداشتى تنها با مقام امامت و جانشينى سازگار مىباشد . خامسا : پيامبر دوبار فرمودند : به من تبريك بگوئيد ( هنؤونى ) چرا كه خداوند مرا به نبوت و خاندانم را به امامت اختصاص بخشيد . [ 3 ] در لزوم نياز بشر به امام و جانشين پيامبر مىبايست به دنبال همان انگيزه‌اى بود كه انسان براى تكامل خويش و دورى از انحرافات به پيامبر احتياج دارد به عبارت ديگر بحث امامت و پيشوائى متمم و مكمل اصل اساسى نبوت است يعنى به خاطر دورى از لغزشها و مصونيت از اشتباهات و نيز وجود ناشناخته‌هاى بسيار ، كمتر مىتوان از انسانى غير معصوم تبعيت كامل داشت به همين جهت همواره مىبايست ميان عالم انسانى و ربوبى ارتباطى قدسى برقرار باشد . از اين جهت
هامش
[ 1 ] الغدير ج 2 ص 34 . [ 2 ] الغدير ج 1 ص 270 . [ 3 ] الغدير ج 1 ص 274 .