تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 604

مساهمون:

ص٦٠٤
تبهكارى روى آوردند و امپراطور روم « انطياكوس » به بيت المقدس حركت كرده و آن را با خاك يكسان نمود در اين جنگ عده بسيارى از بنى اسرائيل به اسارت روميان درآمدند . [ 1 ] امام صادق ( ع ) ضمن حديثى مفصل مىگويد : بعد از آنكه بنى اسرائيل از فرمان الهى سرباز زدند بارى تعالى اراده فرمود تا انسانى شقى و پست را بر آنها مسلط گرداند از اينرو به ارمياى پيامبر وحى فرستاد كه بجاى درختان تا كى كه در بيت المقدس كاشته است درخت « خرنوب » از زمين سر زده است ارميا كه از اين خبر شگفت زده شده بود يك هفته را روزه داشت تا آنكه خداوند به او وحى فرستاد به زودى پست‌ترين بندگان من كه زاده زناست و با شير سگ و خوك رشد نموده است بر بنى اسرائيل سيطره خواهد يافت و بيت المقدس را به ويرانى خواهد كشاند و سنگى را كه يهوديان بدان فخر مىفروختند به ميان زباله‌دانيها خواهد انداخت در اين ميان بينوايان و ناتوانان كه در نافرمانى بنى اسرائيل نقش مستقيمى نداشتند نيز دچار عذاب خواهند گشت چرا كه در برابر منكر ، سكوت اختيار كردند آنگاه ارميا از خداوند خواست تا چنين بنده‌اى كه روزى بيت المقدس را به ويرانه‌اى تبديل خواهد كرد به او معرفى نمايد تا براى خود و خانواده و پيروانش از وى امان نامه‌اى بستاند ! با راهنمايى بارى تعالى ارميا وارد شهر زادگاه آن موعود الهى گشت و يكسره به سراغ كاروانسرايى رفت كه خداوند نشانش را به او داده بود در ميان آن بيغوله و انبوه زباله‌ها ارميا ، پسركى را ديد كه مادرش تكه‌هاى خشكيده نان را با شير خوك مخلوط كرده و براى او طعامى آماده مىسازد ارميا نام او را پرسيد : پسرك پاسخ داد من بخت نصر هستم او سپس خود را معرفى كرده و گفت خداوند به من خبر داده كه تو در آينده‌اى نزديك بر بنى اسرائيل چيره خواهى گشت اينك امان نامه‌اى را به من و خانواده و همراهانم ببخش تا هنگام حمله‌ات از آسيب‌ها و قتل و اسارت بر كنار باشيم . مىگويند بخت نصر مدتى را از راه فروش هيزم به امرار معاش مىپرداخت تا آنكه لشكرى عظيم را گرد خود فراهم آورده و براى اشغال بيت المقدس راهى آن ديار شد . بيرون شهر ارميا با او مواجه گشت و امان نامه خود
هامش
[ 1 ] مجمع البيان - مجلد 3 - ج 6 - ص 616 .