تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
عيسى بن مريم را طرح نمودن « وعدا و لاهما » يعنى اولين انتقام از آنها « عبادا لنا » منظور همان بخت نصر [ 1 ] است كه از طرف لهر اسب براى مقابله با بابلينان اعزام گشته بود . « فجاسوا » يعنى در تعقيب شما بودند « خلال الديار » يعنى در وسط شهر براى قتل و غارت « الكرة » يعنى پيروزى و شوكت « عليهم » يعنى كسانى كه براى قلع و قمع شما فرستاده شده بودند مىگويند بعد از آنكه بهمن بن اسفنديار پادشاهى را از گشتاسب به ارث برد بر بنى اسرائيل ترحم آورده ، اسيرانشان را آزاد نمود و دانيال را حاكم بر آنها گردانيد
فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ
يعنى زمانيكه انتقام دوم ما رسيد چهره‌هايشان را از شكست سنگينى كه خورده بودند دچار اندوه گردانيديم . « ليتبروا » يعنى تا هلاك و نابود سازند « ما علوا » يعنى دشمن تا مدتى كه بر بيت المقدس چنگ انداخته است . مىگويند براى بار دوم بنى اسرائيل توسط فارسها مورد هجوم قرار گرفتند هنگاميكه فرمانده آنها وارد قربانگاه بنى اسرائيل شد خونى را ديد كه پيوسته در حال فوران است و هنگاميكه از آنها پرسيد اين خون چه كسى است ؟ آنها پاسخ دادند : خون يكى از قربانيان ماست كه مورد قبول خداوند واقع نگشته است سردار سپاه فارس كه متوجه دروغشان شده بود هزاران تن از آنها را قتل عام نمود تا آنكه اعتراف كردند آن خون يحيى ( ع ) است . سردار فاتح به آنها گفت انتقام چنين خون پاكى با خداست . [ 2 ] طبرسى مىگويد : بخت نصر همان كسيست كه بر پادشاه بابل چيره گشت او از بازماندگان سپاه نمرود بود . بخت نصر زنازاده‌اى است كه بيت المقدس را منهدم نموده و تورات را سوزانيد و دستور داد تا مردارها را داخل بيت المقدس اندازند او بخاطر خون بنا حق ريخته شده يحيى هفتاد هزار نفر را گردن زد او هفتاد هزار تن را به عنوان اسير به بابل برد . اين عده مدت يك قرن بندگى مجوسيان را مىكردند اما بعد از آن خداوند توسط پادشاهى از فارس كه به آيين خدا پرستى بود آنها را آزاد ساخته و مجدداً به ديارشان بيت المقدس برگرداند آنها مدت يكصد سال در سايه عدالت آن پادشاه به طريق مستقيم حركت مىكردند تا آنكه بار ديگر به فساد و
هامش
[ 1 ] حاشيهء بحار - ج 14 - ص 352 . [ 2 ] انوار التنزيل - ج 1 - ص 689 .