تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
بعضى نيز مىگويند شان نزول آيه در مورد شخص خضر است . [ 1 ] حضرت رضا ( ع ) مىفرمايند : پادشاه بابل به دانيال گفت دوست مىداشتم فرزندى همچو تو داشته باشم چرا كه نزد من از ارج و قربى بسيار برخوردار هستى . دانيال به او گفت براى اين كار موقع مجامعت با همسرت به فكر من باش خداوند نيز مدتى بعد به او كودكى را عنايت كرد كه شبيه‌ترين مخلوقات خداوند به دانيال بود . [ 2 ] ابن عباس مىگويد : عزير در مناجاتش با پروردگار اظهار داشت خدايا تمام حكمتهاى تو را توانستم درك كنم فقط يك مورد برايم مشكل ايجاد كرده است و آن اينكه چرا هنگامى كه عذابت همه را در بر مىگيرد كودكان نيز در اين مورد قربانى مىگردند ؟ خداوند براى يافتن پاسخ سؤالش از عزير خواست تا به بيابان خارج شهر برود . آنحضرت نيز در روزى بسيار گرم به زير سايه درختى پناه برد اما ناگهان مورچه‌اى پاى او را گزيد و عزير براى خاراندن خود با پاشنه پا تعداد بسيارى از مورچه‌ها را كشت . در اينحال خداوند به او گفت هنگامى كه قومى مستحق عذاب مىگردند اجلهاى كودكان را نيز تا آنموقع و نه بيشتر مقدر كرده‌ام در حقيقت آنها به مرگ عادى و با تعيين اجل از دنيا مىروند و قوم معصيت كار بوسيله عذاب و انتقام من . [ 3 ] امام صادق ( ع ) فرمودند : بخت نصر از شير ماده سگى ارتزاق نمود اسم آن سگ بخت و نام صاحبش نصر است . او از مجوسيانى بود كه به بيت المقدس حمله كرد . [ 4 ] ابن كوا از اميرالمومنين ( ع ) پرسيد آيا فرزندى هست كه از پدرش بزرگتر باشد ؟ اميرالمومنين ( ع ) فرمودند : بلى آنها فرزندان عزير هستند زيرا كه خداوند او را از دار دنيا برد و بعد از صد سال مجدداً دوباره زنده گردانيد و كودكانش در اين مدت رشد كردند در حالى كه او به سن قبلى خود برگردانده شده بود . [ 5 ]
هامش
[ 1 ] مجمع البيان - مجلد 1 - ج 2 - ص 639 . [ 2 ] بحار - ج 14 - ص 371 . [ 3 ] بحار - ج 14 - ص 371 . [ 4 ] بحار - ج 14 - ص 374 . [ 5 ] تفسير عياشى - ج 1 - ص 141 .
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 607 | السيد نعمة الله الجزائري / عزيزى