مىپاشيدند و ساعد خود را بر خلاف غلامان مىشستند و بدين ترتيب آن دو گروه را از يكديگر باز شناخت .
مىگويند ملكه سبا عصاى پادشاهان حمير را براى سليمان فرستاد و از وى خواست تا قسمت زيرين و نوك آن را معين نمايد آن چوبدستى به نحوى بود كه قسمت انتها و نوك آن از يكديگر باز شناخته نمىشد همچنين بلقيس ظرفى را براى سليمان فرستاد و از او خواست آن را از آبى پر نمايد كه نه از آسمان باشد و نه از زمين . هنگاميكه پيغام ملكهء سبا به سليمان رسيد ابتدا آن عصا را به آسمان پرتاب كرد و گفت هر طرف آن كه زودتر به زمين برسد سر آن چوبدستى خواهد بود سپس دستور داد تعدادى از اسبان را آنقدر دوانيدند تا عرق بدنشان خارج گشت سپس آنها را در ظرف ارسالى بلقيس جمع نموده و به فرستادگان او داد ! پيرامون نحوه انتقال تخت بلقيس به دربار سليمان نظرات متفاوتى به شرح ذيل بيان گشته است .
1 - باد حامل تخت بلقيس بود . 2 - فرشتگان به دستور خداوند تخت را جابجا كردند . 3 - خداوند با ايجاد حركاتى موزون و متوالى باعث حركت آن از مكان اوليهاش شد . 4 - مكان اوليه تخت برگردانده شد بطوريكه دقيقا زير كاخ سليمان قرار گرفت . 5 - زمين در هم پيچيده و فاصله طولانى در مدت كمى پيموده شد . 6 - خداوند تخت را در محل اوليه خود از بين برده و آن را مجددا در مكان ديگرى خلق فرمود . [ 1 ] از امام عسگرى ( ع ) سؤال شد آيا سليمان احتياجى به استفاده از علم و دانش آصف بن برخيا داشت تا تخت را براى او در يك چشم بر هم زدن در قصرش حاضر سازد ؟ امام پاسخ دادند : سليمان از آنچه كه آصف به آن آگاهى داشت بىبهره نبود بلكه او مىخواست تا اهل مملكتش به اين موضوع پى ببرند كه آصف بن برخيا به عنوان وصى و حجت بعد از او وظايفش را بر عهده خواهد گرفت . [ 2 ] ثعلبى در تفسيرش مىگويد : هنگامى كه « يعفور » يا همان هدهد سليمان به
هامش
[ 1 ] مجمع البيان - مجلد 4 - ج 7 - ص 345 .
[ 2 ] بحار - ج 14 - ص 128 .