بودند . بلقيس دستور داده بود بر آنها جامههاى يكسان بپوشانند تا سليمان نتواند آنها را از يكديگر باز شناسد . ابن عباس مىگويد : تعداد آن غلامان و كنيزكان چهار صد تن بود . قبل از آنكه آنگروه به سرزمين سليمان برسند دستور داد تا زير پاى آنها را با آجرهاى زرين سنگ فرش كنند . نمايندگان بلقيس كه جلال و عظمت دستگاه سليمان را ديدند در خود نسبت به هداياى همراهشان احساس حقارت كردند .
مىگويند ملكه سبا در نامهاى كه براى سليمان ارسال داشته بود از او خواسته بود اگر براستى مدعى نبوت است از ظاهر غلامان و كنيزكان آنها را باز شناسد و بدون آنكه درب صندوقچه ارسالى براى خود را بگشايد ، خبر دهد داخل آن چيست . در ضمن به نماينده خود گفته بود ، در اخلاق و برخورد سليمان با خود دقت نما اگر او را غضبناك يافتى بدان پادشاهى است همچو ما ، اما اگر با نظر لطف و مرحمت با شما مواجه شد بدانيد حتما پيامبرى مرسل مىباشد . هدهد خبر نزديك شدن كاروان حامل هداياى ملكه سبا را به گوش سليمان رساند و او دستور داد تا همه اهل كشورش از انسان و پرى و پرندگان و وحوش در صفوف منظمى اطراف او گرد آيند . نمايندگان وارد ميدان بزرگ شهر شدند و سليمان با رويى گشاده و تبسمى دلنشين آنها را پذيرفت . آنگاه نوبت تقديم هدايا شد و قبل از آن نامه بلقيس به رؤيت سليمان رسيد او توسط جبرئيل از محتويات داخل جعبه آگاه گشت و هنگاميكه پيش بينى وى مورد تائيد نمايندگان بلقيس قرار گرفت درب صندوقچه را گشودند . بلى سليمان بدرستى تشخيص داده بود كه داخل صندوقچه مرواريدى ناياب و بدون سوراخ در كنار خرمهرهاى معوج و سوراخدار قرار دارد . سپس وى به موريانه دستور داد تا مويى نازك را از درون آن مرواريد عبود دهد و هنگاميكه از طرف ديگر آن گوهر خارج گشت كرمى سفيد رنگ را مامور ساخت تا نخى باريك را از ميان آن مرواريد بگذارند . آنگاه براى تشخيص كنيزكان از غلامان دستور داد تا آنها دست و صورت خود را بشويند . غلامان آب را مستقيم از ظرف بر صورت مىريختند و قسمت بيرونى ساعد خود را مىشستند همچنين آب به هنگام وضو از قسمت بالاى دستشان به سمت پايين سرازير مىگشت اما كنيزكان ابتدا آب را از كوزه روى يكى از دستانشان مىريختند سپس آن را به دست ديگر منتقل كرده و به صورت
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 537
مساهمون: السيد نعمة الله الجزائري
ص٥٣٧