خود گوسفندان را به دو نبخشيدى همچنانكه دانشمندان بنى اسرائيل حكم مىراندند . سليمان در پاسخ پدرش گفت : بدان خاطر كه تاكستانها از بيخ و بن تباه نشده است بلكه فقط ميوهها و شاخهها خورده شدهاند و تاكستان او سال آينده مجددا به بار خواهد نشست . [ 1 ] رواياتى كه پيرامون نحوه قضاوت داود و سليمان وارد گشته است عمدتا دچار تعارض و اختلاف است بعضى از روايات حكم آن دو را موافق با يكديگر تشخيص داده و پارهاى ديگر ميان آنها قائل به دوگانگى هستند مجموعه اين نظرات را مىتوان در چهار گروه جمع نمود :
1 - آنچه در اختلاف داورى آنها به چشم مىخورد در قالب احاديثى است كه حمل بر تقيه مىشود و صرفا بخاطر انطباق و همسويى با روايات اهل تسنن عنوان گشته است .
2 - قضاوت سليمان در حقيقت ناسخ قضاوت داود است يعنى با آمدن حكمى جديد حكم قديم نسخ خواهد گشت اما اگر اشكال وارد شود كه حكم نسخ فقط در ميان پيامبران اولوالعزم صحيح است مىتوان پاسخ داد كه در چنين مواردى جزيى جايز است كه حكمى تبديل به حكم ديگر شود .
3 - حكمى كه داود بدان تكيه داشت در حقيقت برگرفته از انبياء سلف بود و تا آن موقع او مبتلا به چنين قضاوتى نگشته بود و هنگامى كه حكم نسخ قانون سابق نازل گشت داود نيز بر آن گردن نهاد .
4 - اختلاف ظاهرى احكام صرفا بدانجهت بود كه مردم وصى بعد از داود را به خوبى بشناسند .
« حسين بن خالد » از على بن موسى الرضا ( ع ) روايت مىكند روزى سليمان از حاجبانش خواست تا روز بعد كسى مزاحم خلوت او نشود چرا كه او علاقه داشت بر فراز قصر خود و در كمال آرامش به سرزمين وسيع و اقتدار مطلقش بنگرد روز بعد او از بلنداى كاخش در حالى كه عصايش را نيز در دست داشت به دور دستها خيره
هامش
[ 1 ] كافى - ج 1 - ص 278 .