جوجههاى تازه از تخم درآمدهء خود مىرود و چيزى نخواهد گذشت كه دوباره نزد ما حاضر خواهد گشت ، بعد از مدتى مجددا آن پرنده نزد سليمان حاضر شد و از او اجازه خواست تا براى پرستارى از جوجههايش مدتى را در مرخصى بسر برد ! سليمان نيز با خواسته او موافقت كرد .
روزى سليمان رو به حاضرين كرده و گفت : آيا مىدانيد اين پرندگان و حيوانات چه مىگويند ؟
« قمرى » مىگويد : اى كاش خداوند انسانها را خلق نفرموده بود .
« طاووس » مىگويد : از هر دستى بدهيد با همان دست باز پس خواهيد گرفت .
« شانه بسر » مىگويد : كسى كه ترحم نكند مورد رحمت واقع نخواهد شد .
« وركاك » يا صرد مىگويد : اى گنهكاران از خداوند طلب آمرزش نماييد .
« طوطى » مىگويد : هر زندهاى روزى خواهد مرد و هر تازهاى روزى كهنه مىگردد .
« پرستو » مىگويد : بسوى خير گام برداريد حتما آن را خواهيد يافت .
« كبوتر » مىگويد : « سبحان ربى الاعلى ملأ سماواته و أرضه ذكر سبحان ربى الاعلى تمام آسمانها و زمين را پر كرده است . » « كلاغ » مىگويد : لعنت خداوند بر ماليات ستانى كه يك دهم اموال مردم را به ناحق مىستاند .
« موش كور » يا شب پره مىگويد : « كل شىء هالك إلا وجهه » « مرغ سنگ خوار » يا سنگك اشكنك مىگويد : هر كس كه سكوت اختيار كند سلامت خواهد ماند .
« طوطى كوچك » مىگويد : دنيا سراسر همت و تلاش است .
« قورباغه » مىگويد : سبحان ربى القدوس « باز » مىگويد : سبحان ربى و بحمده .
« وزغ » مىگويد : منزه است خداوندى كه در همه جا وجود دارد .
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 528
مساهمون: السيد نعمة الله الجزائري
ص٥٢٨