صدا درآمده و گفت : كاش انسانها آفريده نمىشدند . [ 1 ] زمخشرى مىگويد : قتاده وارد كوفه شد و گروهى از مردم گرداگرد او جمع شدند او سپس رو به آنها كرد و گفت : « سلوا عما شئتم » درباره آنچه نمىدانيد از من بپرسيد . مىگويند در آنموقع ابو حنيفه كه در سن نوجوانى بود ميان جمع حاضر رو به قتاده كرده و از او پرسيد : به من خبر ده آيا مورچهاى كه با سليمان سخن گفت نر بود يا ماده ؟ قتاده از پاسخ باز ماند ! در اين لحظه ابو حنيفه به او گفت : يقينا ماده بود چرا كه قرآن نيز آن را با لفظ مونث ذكر كرده است . « قالت نملة » اما بايد دانست كه نملة به مانند « حمامة » ( كبوتر ) و « شاة » ( گوسفند ) به نر و ماده هر دو اطلاق مىشود و با قرينه بايد تشخيص داد كدام جنس اراده گشته است يا آنكه ذكر وانثى را در انتهاى آن براى تشخيص اضافه كرد مثل « حمامة ذكر » و « حمامة انثى » [ 2 ] « ابن جاجب » در پارهاى از تأليفاتش مىگويد : واژههايى مانند شاة ، نملة و حمامة مونث لفظى هستند يعنى در حقيقت مذكر مىباشند كه علامت تأنيث گرفتهاند بنابراين ممكن است « نملة » را در آيهء قرآن « قالت نملة » مذكر فرض نمود و اين صحيحتر به نظر مىرسد و لذا سكوت قتاده و تعجب او را نبايد حمل بر نادانى وى نماييم همچنانكه گفتهاند « إفحام قتاده خير من جواب أبى حنيفة » خاموش ماندن قتاده بسيار بهتر از جواب ابو حنيفه است » [ 3 ] « شيخ رضى » عليه الرحمة مىگويد : بايد دانست هر دو نفر آنها « قتاده » و « ابو حنيفه » به فضاحت و رسوايى كشيده شدند چرا كه قتاده ادعاى چيزى را مىكرد كه غير از امير المومنين ( ع ) هيچكس جرئت ابراز آن را نداشت زيرا كه آنحضرت بارها مىفرمود « سلونى قبل أن تفقدونى ، سلونى عما شئتم » [ 4 ] و ابو حنيفه نيز در سن جوانى پاسخى را ابراز كرد كه ابتدا همه مريدانش او را ستايش نمودند اما بعدها فهميدند كه او به اشتباه افتاده است .
« ثعلبى » در تفسيرش از قول مقاتل مىگويد روزى سليمان در قصرش نشسته بود كه پرندهاى بر فراز سر او به پرواز درآمد . سليمان به حاضرين گفت : او بر ما سلام مىكند و خدا را شكر مىگويد كه ما را بر دشمنانمان نصرت بخشيد . او بسوى
هامش
[ 1 ] انوار التنزيل - ج 2 - ص 194 .
[ 2 ] تفسير كشاف - ج 3 - ص 280 .
[ 3 ] بحار - ج 14 - ص 96 .
[ 4 ] نهج البلاغه - خطبه 93 و 189 .