دوستى خداوند شفا بخشيد و اما تو از آن ترك اولى در سلامت ماندى و به همين خاطر سليم نام نهادندت و بعدا به سليمان مشهور گشتى و از اين دو علت نامگذارى علتى ديگر زاييده گشت و آن زيادت حرفى بر اسم تو نسبت به پدرت بود . اما با اين وجود بايد دانست كه سليمان در سلامت نفس از پدرش برتر نبود و آنچه از داوود سر زد را نبايد خطا و نقيصهاى شمرد چرا كه آن ترك اولى باعث گشت تا وى هر چه بيشتر محبت خداوند را در دل خويش جاى دهد و در حديث مورچه هم آمده كه او آرزو كرده سليمان بتواند در مراتب عشق و محبت به پدرش داود بپيوندد .
2 - معناى حديث اينست كه اصل نام پدر سليمان « داوى جرحه بالودّ » يعنى كسى كه زخم دلش را با دوستى التيام بخشيد ، بوده است و مسلم است كه تعداد حروف اين اسم بيشتر از سليمان است اما بعدها بر اثر كثرت استعمال و تخفيف در لفظ به صورت داوود درآمد .
3 - اصل اسم سليمان همان سليم بوده است و گاه در مورد شخص مجروح و جريح لفظ سليم را براى شگون و فال نيك به كار مىبرند . يا ممكن است گفته شود « انت سليم من المداواة التى حصلت لأبيك » يعنى تو اى سليمان از مداوا و التيامى كه پدرت داود در مورد جراحتهاى قلبى خويش به كار بست ، مبرا هستى و حرف زائد در اسم سليمان دلالت بر وجود جرح و زخم دارد همچنانكه خود زخم نيز در بدن انسان زائدهاى است كه در اصل خلقت همراه وى نبوده است .
4 - صدوق مىفرمايد : چون نام اصلى پدر تو « داوى جرحه بالودّ » بوده است و سپس او را به اختصار داوود ناميدند . خداوند اراده فرمود تا در نام تو كه سليم است يكى از حروف اسم پدرت « الف » گنجانده شود تا كمال و معرفت او به تو نيز سرايت نمايد ، آنگاه براى آنكه تركيب نامت كه اسمى غير منصرف و داراى « ان » زائد است تكميل گردد نون را هم به آخر آن اضافه نمود . [ 1 ] « برسى » در مشارق الانوار مىگويد : سفرهاى را كه سليمان هر روز مىگشود بالغ
هامش
[ 1 ] بحار - ج 14 - ص 93 .