تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
رضايت تو باشد و مرا با رحمت خود در زمره بندگان نيكوكارت قرار ده » « طبرسى » مىگويد : سرزمين مورچگان همان طائف است و بعضى مىگويند منظور سرزمين شام است و « لا يحطمنكم » دلالت دارد كه سليمان و سپاهيانش پياده و يا سوار بر اسب از آن منطقه عبور مىكردند و در آن موقع باد مامور حركت دادن آنها نبود و ممكن است گفته شود اين اتفاق قبل از آنكه باد تحت تصرف سليمان درآيد ، بوقوع پيوست . [ 1 ] داود بن سليمان غازى مىگويد : از على بن موسى الرضا ( ع ) شنيدم كه آنحضرت از امام صادق ( ع ) اين گونه روايت مىكردند : هنگاميكه سركرده مورچگان از آنها خواست به خانه‌هاى خود درآيند باد سخن او را به گوش سليمان رسانيد كمى بعد به دستور آنحضرت مورچه را به نزد وى آوردند سليمان از آن مورچه پرسيد ، تو كه مىدانى ما در مورد احدى ستم روا نمىداريم پس چرا از همراهانت خواستى به داخل لانه‌هاى خود پناه برند ؟ سركرده مورچگان پاسخ داد : ترسيدم جمال و زينت ظاهرى تو آنها را از ياد خداوند غافل سازد . آنگاه مورچه از سليمان پرسيد : چرا با آنكه پدرت داود از تو بزرگتر است اسم تو يك حرف بيش از اسم پدرت دارد . ( داوود پنج حرف و سليمان شش حرف است ) . سليمان از جواب عاجز ماند . آنگاه مورچه در پاسخ سؤال خود گفت : پدرت داوود زخم دل خويش را با محبت و دوستى خداوند التيام مىبخشيد و اين فضل او بر تست . اميدوارم روزى تو هم بمانند پدرت گردى سپس مورچه از سليمان پرسيد آيا مىدانى چرا از ميان تمام موجودات عالم هستى باد به اختيار تو درآمد ؟ سليمان اظهار بىاطلاعى كرد . مورچه در پاسخ گفت : طبيعت باد زوال‌پذير است و آن را تحت تصرف تو درآوردند تا بدانى چيز زوال پذيرى و نيستى در اختيارت نهاده‌اند .
فَتَبَسَّمَ ضاحِكاً مِنْ قَوْلِها
[ 2 ] روايت مذكور پيرامون زيادت حرفى به نام سليمان نسبت به پدرش داود از احاديث مشكله و غامض است كه پيرامون آن وجوهى چند را بيان داشته‌اند . 1 - پدرت داوود بخاطر ترك اولى دچار جراحت قلب شد و آن را با محبت و
هامش
[ 1 ] مجمع البيان - مجلد 4 - ج 7 - ص 336 . [ 2 ] عيون اخبار الرضا - ج 2 - ص 84 - و علل الشرايع ص 72 .
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 524 | السيد نعمة الله الجزائري / عزيزى