تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
الدين » را براى فرزند او برگزيد . [ 1 ] امام صادق ( ع ) فرمودند : خداوند به داود وحى فرستاد تو نيكو بنده‌اى خواهى بود اگر دست بر بيت المال دراز نكنى . داود كه آزرده خاطر گشته بود به درگاه خداوند استغاثه نمود تا آنكه بارى تعالى به آهن فرمان داد تا در خدمت داود درآمده و همچون موم نرم گردد همين امر باعث گشت كه او هر روز زره‌اى را ساخته و آن را به قيمت هزار درهم بفروشد او توانست سيصد و شصت زره را آماده كرده و مبلغ سيصد و شصت هزار درهم ذخيره نمايد و به اين ترتيب از بيت المال مستغنى گردد . [ 2 ] امام صادق ( ع ) فرمودند : هنگاميكه قائم آل محمد قيام نمايد به مانند داود در ميان مردم حكم خواهد راند او براى دادرسى به بينه‌اى احتياج نخواهد داشت . [ 3 ] صاحب كتاب كامل مىگويد : داود بن آشى از فرزندان يهودا مىباشد كه بعد از طالوت به قدرت رسيد او در كنار شغل پيامبرى به حكمرانى نيز مىپرداخت خداوند زبور را بر او نازل ساخت و دستور داد تا كوهها و پرندگان با او هم نوا شوند و در رواياتى چند آمده است هيچكس در زيبايى صوت به داود نمىرسيد . او هنگامى كه زبور مىخواند وحوش بيابانها بدون خوف نزد او جمع مىشدند داود ( ع ) شبها را به بيدارى و روزها را به روزه‌دارى مىگذراند و از دسترنج خويش امرار معاش مىكرد . [ 4 ] گفته مىشود در زمان داود مردم به طاعونى فراگير مبتلا گشتند و آن حضرت براى مناجات و رفع بلا به بيت المقدس رفت و با دعاى داود طاعون از آن مردم مرتفع گرديد آنگاه آنحضرت تصميم گرفت در محل تخته سنگى كه دعاى او به اجابت رسيد مسجدى را بنا نمايد مدت يازده سال از دوران زندگى او بر اين كار اختصاص يافت اما اجل به او مهلت نداد و قبل از اتمام كار ساختمان مسجد از دنيا رحلت نمود بعد از او سليمان كار ناتمام وى را ادامه داد . مىگويند داود كنيزكى داشت كه هر شب مامور بود درب ورودى خانه وى را قفل نمايد و بعد از آن داود به عبادت خداوند مشغول مىگشت شبى آن كنيزك مردى غريبه را درون خانه اربابش ديد و وقتى از او پرسيد كه چه كسى مىباشد آن شخص پاسخ داد من
هامش
[ 1 ] من لا يحضره الفقيه - ج 3 - ص 15 و تهذيب الاحكام - ج 6 - ص 316 . [ 2 ] من لا يحضره الفقيه - ج 3 - ص 98 و تهذيب - ج 2 - ص 99 و وسائل - ج 12 - ص 22 . [ 3 ] ارشاد - ص 345 . [ 4 ] كامل ابن اثير - ج 1 - ص 223
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 486 | السيد نعمة الله الجزائري / عزيزى