تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
پوشانده است بر ديگرى تاخته و با ضربات خنجر و شمشير او را به قتل رساند هفتاد هزار نفر از گوساله پرستان در مكان موعود گرد هم آمدند و هنگامى كه موسى از منبر بالا رفت . به جان يكديگر افتادند . در اين حادثه ده هزار نفر به هلاكت رسيدند و جبرئيل به موسى وحى فرستاد كه آنها را از ادامه كشتار باز دارد زيرا كه خداوند توبه ايشان را پذيرفت
يا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ بِاتِّخاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلى بارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بارِئِكُمْ فَتابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ .
[ 1 ] [ 2 ] « سديد » چنين روايت مىكند : مردى از اهل يمن به حضور امام باقر ( ع ) رسيد حضرت از وى در مورد صخره‌اى بزرگ كه در يمن قرار دارد توضيح خواست آن مرد نيز محل دقيق تخته سنگ نامبرده را بيان نمود . آنگاه امام باقر ( ع ) فرمودند : هر آنچيزى را كه خداوند به انبياء سلف عطا نمود در نزد پيامبر و ما اهل بيت است و از آن جمله مىباشد صحف ابراهيم و الواح موسى ( صحف ابراهيم و موسى ) [ 3 ] [ 4 ] امام صادق ( ع ) فرمودند : موسى الواح خود را كه از زبرجد بهشتى است در ميان شكاف كوهى قرار داد و سپس آن كوه به يكديگر پيوست و الواح را در سينه خود فرو برد بعدها گروهى از اهل يمن از كنار آن محل مىگذشتند كه ناگهان كوه از هم باز شده و الواح ظاهر گشت ، يمنىها نيز در مسير خود بسوى حجاز آن تخته‌ها را به پيامبر ( ص ) تحويل دادند . [ 5 ] امام باقر ( ع ) پيرامون آيه
وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى أَرْبَعِينَ لَيْلَةً
[ 6 ] فرمودند : ابتدا تقدير الهى اين بود كه وعده نزول تورات بعد از سى روز محقق گردد اما سپس بنابر مصالحى ده روز ديگر بر آن مدت افزوده گشت تا بعد از پايان چهل روز تمام ، موسى در ميقات پروردگارش الواح و تورات را دريافت داشت .
فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً
[ 7 ] [ 8 ]
هامش
[ 1 ] سورهء بقره - آيهء 54 . [ 2 ] تفسير قمى - ج 1 - ص 47 . [ 3 ] سورهء اعلى - آيهء 19 . [ 4 ] كافى - ج 1 - ص 225 . [ 5 ] بصائر الدرجات - ص 160 . [ 6 ] سورهء بقره - آيهء 51 . [ 7 ] سورهء اعراف - آيهء 142 . [ 8 ] تفسير عياشى - ج 1 - ص 44 .
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 403 | السيد نعمة الله الجزائري / عزيزى