تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
باشد براى آنها و اما شياطين پيامبران اولوالعزم عبارتند از : « نوح » فبطقوس و خرام ، « ابراهيم » مكيل و زدام ، « موسى » سامرى و مرعقيبا ، « عيسى » مولس و مريسان و « محمد ( ص ) » حبتروزريق [ 1 ] و حبتر به معناى روباه است و او را اين گونه لقب داده‌اند چون در مكر و خدعه چيره دست بود و اما زريق به معناى كبودى چشم است و نيز به زاغ كبودى اطلاق مىشود كه عربها آن را بسيار شوم مىپندارند و كسى را كه داراى سوء خلق مىباشد به آن تشبيه مىكنند .
وَ نَحْشُرُ الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ زُرْقاً
[ 2 ] « طاووس يمانى » از امام باقر ( ع ) پرسيد : كدام پرنده است كه يك بار بيشتر به پرواز در نيامد و خداوند در قرآن نيز از آن نام برده است ؟ حضرت در پاسخ فرمودند : آن كوه سيناست كه خداوند آن را از جاى كنده و بر بالاى سر بنى اسرائيل قرار داد آنها يقين كرده بودند كه هر لحظه آن كوه بر سر آنها فرود خواهد آمد .
وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَ ظَنُّوا أَنَّهُ واقِعٌ بِهِمْ
[ 3 ] [ 4 ] روايت شده است هنگاميكه تورات بر موسى نازل گشت آنحضرت از خداوند خواست تا بديدارش نائل آيد اما خداوند بر پيامبرش وحى فرستاد كه او را هرگز نخواهد ديد اما بكوهى كه آرام در جاى خود قرار گرفته است بنگر چرا كه تجلى آيات او به زودى آن را از هم خواهد شكافت
رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانِي وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَرانِي
[ 5 ] حجاب از برابر ديدگان موسى به كنارى رفت و كوه را ديد كه تكه تكه شده و هنوز تا اين ساعت در دريا فرو مىرود موسى از عظمت الهى و حضور فرشتگان كه براى تسلى دادن به او آمده بودند دچار وحشت و فزع گرديد و بيهوش بر زمين افتاد و بعضى گفته‌اند كه او از دنيا رخت بر بست اما خداوند مجدداً او را زنده ساخت موسى آنگاه از گفته خويش عذر خواسته و از درگاه خداوند طلب بخشايش نمود بارى تعالى نيز او را برسالت بندگانش برگزيد
سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ . قالَ يا مُوسى إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسالاتِي وَ بِكَلامِي
[ 6 ] و [ 7 ]
هامش
[ 1 ] تفسير قمى - ج 1 - ص 214 . [ 2 ] سورهء طه - آيهء 102 . [ 3 ] سورهء اعراف - آيهء 171 . [ 4 ] احتجاج - 329 . [ 5 ] سورهء اعراف - آيهء 143 . [ 6 ] سورهء اعراف - آيهء 143 و 144 . [ 7 ] تفسير قمى - ج 1 - ص 239