نامه خويش متذكر گشتهاند جنازه ايشان را به نجف ببرند و هر كجا كه به سراشيبى رسيدند و باد از مقابل بر آنها وزيد همانجا را مدفن وى قرار دهند چرا كه ابتداى كوه سينا همانجاست . [ 1 ] امام صادق ( ع ) فرمودند : ناحيه « غرى » قطعهاى از كوه سيناست كه خداوند بوسيله آن با موسى سخن گفت . [ 2 ] سيد مرتضى در توضيح آيه
وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ . . .
مىگويد با آنكه هارون در غياب موسى مرتكب كار ناپسندى نگشته بود باز مىبينيم كه موسى غضبناك موى سر و محاسن او را گرفته و بسوى خود مىكشد با اين وصف بايد توجه داشته باشيم كه كار موسى بسان افراد سبك مغز و عجول نيست كه بدون درنگ و انديشه دست به هر كارى مىزنند بلكه او بخاطر بدعت بزرگى كه در ميان قومش نهاده شده بود به مانند كسانى كه غرق در افكار مختلف گاه محاسن خود را در ميان دست گرفته و گاه لبان خود را مىگزند . به طرف برادرش رفت و در حالى كه ميان افكار پراكندهاش غوطه مىخورد و موى وى را گرفته و بسوى خويش كشيد چرا كه هارون در حقيقت برادر و شريك درد و رنجهاى او بود از سوى ديگر وقتى هارون از برادرش خواست تا محاسن وى را رها سازد
لا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي
شايد قصدش اين بود كه بنى اسرائيل گمان نبرند او مرتكب معصيتى شده و اينك مستحق سرزنش موسى گرديده است و شايد مىخواست بدين وسيله از خشم و بيتابى برادرش تا حدودى بكاهد . [ 3 ] صدوق وجه ديگرى را بر موارد فوق مىافزايد او مىگويد : خشم موسى و عكس العملش در برابر هارون و پاسخ وى در حقيقت مصلحت عام و فراگيرى را بدنبال داشت و آن بر حذر داشتن بنى اسرائيل از مخالفت ورزيدن با پيامبر خدا بود . [ 4 ] در روايات آمده است هنگاميكه موسى بسوى بنى اسرائيل بازگشت از آنها خواست تا بدرگاه خداوند توبه نموده و خودشان را بكشند بنى اسرائيل از او پرسيدند ما چگونه مىتوانيم خود را بكشيم ؟ موسى در پاسخ آنها گفت : هنگاميكه من بر فراز منبر بيت المقدس قرار گرفتم هر كدام از شما در حالى كه صورت خويش را
هامش
[ 1 ] تهذيب الاحكام - ج 6 - ص 34 .
[ 2 ] تهذيب الاحكام - ج 6 - ص 34 .
[ 3 ] تنزيه الانبياء - ص 79 .
[ 4 ] بحار - ج 13 - ص 222 .