تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
داشت از تصميمش بازگشت
ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسى
[ 1 ] حضرت پاسخ دادند : حلالزادگى او باعث گذشتش شد چرا كه انبياء و ذريه آنها فقط به دست زنازادگان به قتل مىرسند . [ 2 ] و به همين خاطر در احاديث بسيارى نقل شده است آنهايى كه در واقعه طف كمر به قتل حسين بن على ( ع ) و فرزندانش بسته بودند ولد الزنا يا زاده شبهه و حيض بوده‌اند . در روايات آمده است هنگامى كه موسى قصد ورود به قصر فرعون را داشت با خداوند چنين به راز و نياز پرداخت : بار خدايا به كمك تو شرور و آسيبهاى احتمالى فرعون را به خودش برگردان و از ستم ورزيهاى او به تو پناه مىجويم . خداوند نيز ترس از هيبت پيامبرش را در دل فرعون جاى داد . [ 3 ] صدوق مىگويد : در عهد فرعون آب رود نيل پائين رفته و بعد از مدتى خشك شد . بزرگان قوم به نزد او آمده و درخواست كردند تا بار ديگر رودخانه را پر از آب نمايد . چرا كه بسيارى از كشتزارها و احشام آنها نابود گشته بود . فرعون ابتدا از آنها اعلان انزجار نمود اما در مرتبه بعد به خلوتى رفته و صورت خود را بر خاك نهاد و با انگشت سبابه به آنها اشاره كرده و گفت : بار خدايا بنده‌اى ذليل به درگاه تو روى آورده و من مىدانم هيچكس بجز ذات يگانه‌ات قادر به چنين كارى نخواهد بود . متعاقب دعاى او آب رودخانه نيل مجدداً جريان عادى يافت اما فرعون خود را فاعل اصلى اين كار دانست و مردم در برابر او به سجده افتادند . در همين موقع جبرئيل به صورت جوانى به حضور فرعون رسيده و گفت : بنده‌اى داشتم كه او را مهترى بخشيده و بر اسرار و خزائن خويش آگاه نمودم اما او اينك به ستيز با من پرداخته است و در زمره دشمنان با دوستانم عداوت مىورزد اينك از تو مىخواهم تا سزاى چنين شخصى را معين فرمايى . فرعون كه بسيار آشفته بود گفت : چنين بنده نافرمانى را سزاست تا در درياى سرخ غرق نمود . جبرئيل از او خواست تا حكم خويش را بر عليه غلامش بر كاغذى نوشته و مهر نمايد . فرعون نيز چنين كرد . سالها گذشت تا آن روز كه فرعون و لشكريانش در تعقيب موسى و بنى اسرائيل داخل دريا شدند در آنموقع جبرئيل نامه مهر شده را به او داده و گفت تو خود مجازات خويش را تعيين نموده بودى . [ 4 ]
هامش
[ 1 ] سورهء غافر - آيهء 26 . [ 2 ] علل الشرايع - ص 57 . [ 3 ] بحار - ج 13 - ص 132 . [ 4 ] علل الشرايع - ص 58 .