« عليق » ذكر گرديده است و نيز براى آن عصا صفات و كاربردهاى مختلفى بيان نمودهاند . مىگويند عصاى موسى دو سو و سركج بود و در انتهاى آن پايهاى فلزى قرار داشت كه در شبهاى تاريك نورى را از خود به اطراف ساطع مىنمود . عصاى موسى آب مورد احتياج او را از قعر چاهها بيرون مىكشيد و هر نوع غذا و ميوهاى را بر او از درون خاك بيرون مىآورد و هرگاه دشمنى سد راهش مىشد دو سر عصايش تبديل به دو اژدهاى مهيب مىگشت ، كوههاى سخت را مىشكافت و راه عبور موسى را باز مىكرد و به مانند پلى عبور او را از سطح رودخانهها ممكن مىساخت و چنانچه در مسير او دزدانى به كمين نشسته بودند وى را از وجودشان آگاه مىكرد و گاه به مانند مركبى صاحب خود را بر پشت مىنشاند ، از آن شير و عسل جارى مىگشت و رايحه مطبوعش مشام موسى را مىنواخت . او با عصايش بر شاخه درختان مىكوفت تا برگهاى آن براى گوسفندانش فرو ريزد و بوسيله آن چوبدستى حيوانات درنده و خزندگان را از خود دور مىساخت . روزى شعيب به موسى گفت : هنگامى كه گوسفندان را براى چرا مىبرى به جايى خواهى رسيد كه راه دو طرفه خواهد شد .
در آنموقع گوسفندان را به طرف سمت چپ هدايت نما چرا كه در سمت راست ميان كشتزارهاى آن منطقه اژدهايى عظيم خفته است . موسى سفارش شعيب را بخاطر سپرد اما هنگاميكه به محل مورد نظر رسيد نتوانست گوسفندان را از مسير سمت راست منحرف سازد ناچار به دنبال آنها رفته و بر اثر خستگى در گوشهاى به خواب رفت . در اين هنگام اژدهايى بزرگ به طرف گوسفندان هجوم آورد اما عصاى موسى از جا تكان خورده و به مقابله با اژدها پرداخت و آن را از ميان برد . زمانى كه موسى از خواب برخاست عصاى خود را آغشته به خون ديد و وقتى چشمش به اژدهاى كشته شده افتاد متوجه قدرت الهى كه در آن نهفته است ، گرديد از سوى ديگر هنگاميكه موسى چوبدستى خويش را پرتاب مىكرد تبديل به اژدهايى سياهرنگ مىشد كه دوازده دندان بزرگ داشته و بر چهار دست و پا حركت مىكرد .
از دهان آن حيوان آتشى بيرون مىآمد كه گرمايش همه چيز را مىسوزانيد و از
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 360
مساهمون: السيد نعمة الله الجزائري
ص٣٦٠