قرار دهد و نيز شرم داشت حال كه با خداوند تكلم نموده است بار ديگر با مردم حديث گويد و اين گرهاى بود كه او از خداوند گشايشش را مىخواست و هارون با آن فصاحت در بيان بهترين كسى بود كه توانست موسى را از سخن گفتن با فرعون مستغنى سازد .
وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هارُونَ أَخِي
[ 1 ] [ 2 ] ابن عباس گويد : كوهى را كه موسى از آن بالا رفت بدانجهت طور سينا مىنامند كه بر دامنههاى آن درختان بيشمارى از زيتون روييده بود و هر رشته كوهى كه بر روى آن درخت و گياه برويد را طور سينا يا طور سينين گويند و اگر سلسله جبالى اين خصوصيات را نداشته باشد صرفا طور ناميده مىشود . [ 3 ] از امام عصر ( عج ) پرسيده شد فقهاى فريقين در مورد آيه
فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً
عقيده دارند كه كفشهاى موسى از جنس مردار بوده است . امام در پاسخ فرمودند : اين جهالتى است كه بر موسى ( ع ) بستهاند چگونه ممكن است پيامبرى در پوشش حرام به نماز ايستد و حرام و حلال الهى را نداند ؟ و اما تفسير واقعى كلام الهى آنست كه چون موسى علاقه شديدى به خانواده خويش داشت .
خداوند به او فرمان داد كه
فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ
يعنى حب و عشق بر زن و فرزند را از قلبت خارج ساز تا محبتت براى من خالص گردد . [ 4 ] در مجموع مفسرين پيرامون آيه
فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ
چند احتمال را ذكر كردهاند :
1 - كفش موسى از پوست الاغى مردار بوده است كه اين روايت را بايد حمل بر تقيه نمود .
2 - كفش موسى از پوست دباغى شده گاو بود و دليل دستور الهى براى بيرون آوردن كفشهايش بخاطر بركتى بود كه در سرزمين طوى و بر روى خاكهاى آن وجود داشت .
3 - اصولًا پا برهنگى نوعى تواضع است و پيشينيان براى طواف با پاى برهنه به زيارت مىپرداختند .
4 - موسى كفش را بخاطر پرهيز از نجاسات و نيز خزندگان موذى به پا كرده بود و
هامش
[ 1 ] سورهء طه - آيهء 29 .
[ 2 ] علل الشرايع - ص 67 .
[ 3 ] علل الشرايع - ص 68 .
[ 4 ] احتجاج - ص 463 .