تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
هيچكس نتوانست حرمت آنها را خدشه‌دار سازد . [ 1 ] ثعلبى در كتاب « عرائس » مىگويد : بعد از آنكه ريان بن وليد اولين فرعون مصر و كسى كه يوسف را محتسب خاص و مسؤول اموال و انبارهاى خود گردانيده بود از دنيا رفت « قابوس بن مصعب » دومين فرعون مصر به حكومت رسيد او پادشاهى ستمگر بود و نصايح يوسف در مورد او به نتيجه‌اى نرسيد تا آنكه با حالت كفر به هلاكت رسيد . بعد از او برادرش « ابو العباس وليد بن مصعب بن ريان » به حكومت رسيد او ستمگرتر از برادرش قابوس بود . بنى اسرائيل بعد از وفات يوسف دوران سختى را طى كردند . آنها تحت سلطه پادشاهان فاسد به حفظ دين و اعتقادات خويش تا حد ممكن ادامه مىدادند تا آنكه حكومت فرعون زمان موسى ( ع ) فرا رسيد . هيچكدام از فراعنه پيشين مصر به اندازه او جنايتكار و ستم پيشه نبودند . همچنين وى عمرى بسيار طولانى داشت ، فرعون مصر بنى اسرائيل را به گروههاى مختلف تقسيم كرده بود او جمعى را به كار ساختن بناها مجبور مىساخت و گروهى ديگر را به نگهبانى از مراكز حكومتى واداشته بود و نيز عده‌اى را بر كارهاى زشت و پست گمارده بود . وى با زنى از بنى اسرائيل به نام « آسيه بنت مزاحم » كه به نيكى شهرت داشت ازدواج نمود . آسيه همان زنى است كه به همراه « حزقيل » و « مريم بنت ناموساء » به موسى ايمان آورده بودند و مريم همان كسى است كه محل قبر يوسف را به موسى نشان داد . بعضى گفته‌اند فرعون مصر چهارصد سال عمر نمود . او شبى در خواب ديد آتشى از بيت المقدس بسوى مصر زبانه كشيده و بعد از مدتى خانه‌هاى قبطيان را به كلى ويران كرد . اما به منازل بنى اسرائيل آسيبى نرسيد . صبح روز بعد فرعون تمام ساحران و منجمين را جمع كرده و از آنها در مورد خواب خود توضيح خواست . غيب‌گويان اظهار داشتند به زودى كودكى متولد خواهد شد و حكومتت را خواهد ستاند او ترا از شهر و ديارت بيرون رانده و دينى جديد را جايگزين آئين مرسومت خواهد نمود . فرعون نيز دستور داد تا قابله‌هاى قبطى به ميان زنان بنى اسرائيل رفته و هر فرزند پسرى را كه به دنيا مىآمد به قتل رسانند .
هامش
[ 1 ] تفسير امام عسگرى ( ع ) - ص 242 و بحار - ج 13 - ص 47 و برهان - ج 1 - ص 96 .
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 357 | السيد نعمة الله الجزائري / عزيزى