پيامبر ( ص ) فرمودند : اگر فرعون بمانند آسيه از صميم قلب آرزو مىكرد كه موسى بمثابه فرزند آنها باشد خداوند نيز او را هدايت مىنمود . و موسى اسمى است كه آسيه بر وى نهاده بود چرا كه به زبان قبطى « مو » به معناى آب و « شا » به معناى درخت مىباشد و معرب كلمه « موشى » همان موسى است .
« ابن عباس » مىگويد هنگاميكه جمعيت بنى اسرائيل رو به فزونى گذاشت قتل و غارت و ستمگرى را پيشه خود ساختند و نيكان و برگزيدگان آنها نيز در خدمت ظالمان درآمدند . در آنموقع بود كه خداوند قبطيان را بر آنها مسلط ساخت . از وهب نقل گشته است كه فرعون در جستجوى موسى هفتاد هزار كودك را به قتل رسانيد .
آمار كشته شدگان بقدرى فزونى يافته بود كه بزرگان قبط از فرعون خواستند تا چارهاى بينديشد . از آن پس مقرر گرديد تا سالى هر نوزاد پسرى كه متولد مىگردد كشته شود و سالى ديگر از قتل آنها صرف نظر شود . هارون برادر موسى در همان سالى به دنيا آمد كه اطفال ذكور كشته نمىشدند اما سال بعد موسى به دنيا آمد .
جاسوسان به رفتار قابله مامور او مشكوك گشتند و هنگاميكه قصد ورود به خانه آنها را داشتند خداوند براى لحظهاى مشاعر خواهر موسى را از او ستاند و وى كودك خردسال را درون تنور گداخته قرار داد . بعد از خارج شدن جاسوسان مادر موسى به سراغ فرزندش رفت و او را ديد كه سالم در ميان تنور آرميده است .
روايت شده است كه مادر موسى نزد نجارى رفت و از او خواست گهوارهاى به شكل تابوت برايش بسازد تا بتواند فرزندش را در آن نهاده و به نيل اندازد . نجار كه از حقيقت مطلع گشته بود نزد جاسوسان فرعون رفت تا آنها را از موضوع با خبر سازد اما خداوند بر زبان او مهر نهاد ، مامورين مىديدند كه او با دست خويش بر مصنوعى اشاره مىكند و چون مقصود او را درك نكردند ، به باد كتكش گرفته و از قصر بيرون راندند . مدتها بعد همين شخص به موسى ايمان آورده و خداوند بار ديگر زبانش را گويا نمود .
مىگويند تنها دختر فرعون مبتلا به بيمارى برص بود و پزشكان مىگفتند علاج او در آب دهان كودكى است كه از دريا گرفته شود . روزى كه فرعون و خانوادهاش بر بلنداى قصر و مشرف بر دريا نشسته بودند متوجه شدند كه موج صندوقچهاى را به
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 358
مساهمون: السيد نعمة الله الجزائري
ص٣٥٨