تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
بنى اسرائيل مدت چهارصد سال در نهايت سختى به انتظار فرج بودند تا آنكه بشارت تولد كودكى با همان آثار و علائمى كه يوسف براى آنها بازگو كرده بود به گوششان رسيد . مردم از دانشمندى كه در ميانشان بود خواستند تا پيرامون موسى و منجى موعود برايشان صحبت نمايد . آنها شبى صاف دور هم در بيابانى جمع گشتند و هنگامى كه مشغول شنيدن صحبتهاى مرد دانشمند بودند موسى كه در آنزمان نوجوانى بيش نبود سوار بر استر و با جامه‌اى بلند نزد آنها حاضر شد . مرد دانشمند كه او را خوب شناخته بود خداى را سپاس گفت كه عمر او را آنقدر طولانى كرد تا بتواند حجتش را ملاقات نمايد . موسى خطاب به او و حاضرين ديگر گفت : از خداوند مىخواهم تا فرج شما را نزديك گرداند . بعد از آن به شهر مدين رفت و مدتها نزد شعيب زندگى كرد . اما غيبت دوم موسى كه بيش از پنجاه سال به طول انجاميد بسيار دشوارتر از غيبت كوتاه اول او بود . ده سال بعد موسى سوار بر چهارپايى از مدين بسوى مصر مىآمد . در نزديك شهر آن دانشمند با عده‌اى از همراهانش وى را مشاهده كردند و دريافتند كه او همان موسى بن عمران است كه خداوند برسالت مبعوثش ساخته است آن گروه كه مدتها در انتظار خروج نجات بخش خويش بودند همگى بر طاعت او گردن نهادند . از آن روز تا حادثه غرق شدن فرعون و اطرافيانش چهل سال فاصله وجود داشت . [ 1 ] امام رضا ( ع ) فرمودند : شعيب هر سال به زيارت موسى مىآمد و تا زمانيكه در منزل او بود مورد اكرام و خدمت خالصانه وى واقع مىگشت . [ 2 ] امام باقر ( ع ) در مورد عصاى موسى ( ع ) مىفرمايند : اين همان عصايى است كه نزد آدم و شعيب به وديعت نهاده شده بود و اينك نزد ما اهل بيت است . چوب آن همچنان سبز و تازه است گويا كه هم اينك از درخت جدا گشته است و هر زمان كه لازم باشد به نطق خواهد آمد و در خدمت قائم آل محمد ( عج ) همان كارى را انجام مىدهد كه در زمان موسى بدان ماموريت يافته بود . آن عصا دو شاخه دارد . يكى از
هامش
[ 1 ] اكمال الدين - ص 145 . [ 2 ] بحار - ج 13 - ص 45 .
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 355 | السيد نعمة الله الجزائري / عزيزى