طلب عافيت ننمود . [ 1 ] گروهى به مانند « علم الهدى » تسلط شيطان بر ايوب و از بين بردن مال و فرزندان او را نفى مىنمايند و نيز اين مدعا كه ابليس او را در بستر انداخته و دچار زحمتهاى متعدد ساخته بود رد مىكنند چرا كه فاعل اصلى در اين امور ذات بارى تعالى است و هم اوست كه ايوب را در بوته امتحان خويش قرار داد تا به اثر استقامت به درجه صابرين رسيده و از پاداش بزرگ الهى برخوردار گردد . با اين وجود نبايد اين حقيقت را از نظر دور داشت كه گاه انسانها در طول تاريخ آسيبهاى فراوانى را بر پيكر انبياء بزرگ الهى وارد ساخته و حتى در بعضى موارد آنها را به قتل رساندهاند بنابراين استبعادى نخواهد داشت كه همين كار را شيطان نيز مرتكب شود تنها چيزى كه در اينجا قابل تأمل است اينست كه شيطان هيچگاه بر دين و اعتقاد پيامبران تسلطى نخواهد داشت اما در مورد اجسام مطهر ايشان مسأله صورت ديگرى پيدا مىكند .
« وهب » مىگويد ايوب پيامبر مردى از اهل روم بود و بر پيشانى او نوشته شده بود « المتبلى الصابر » [ 2 ] نسب او اين گونه است : ايوب بن اموص بن رازخ بن روم بن عيص بن اسحاق بن ابراهيم ( ع ) و مادرش از فرزندان لوط بن هاران بود . محل دقيق زندگى او قريهاى از نواحى دمشق بود بنام بثنه ، ايوب داراى احشام و چهارپايان بسيارى بود و همواره از حيلههاى شيطان به خداوند پناه مىجست تنها كسانى كه به او گرويده بودند سه تن بيش نبودند كه يكى از آنها بنام اليفن از اهالى يمن بود و دو تن ديگر بنامهاى بلدد و صافن از همشريهاى وى بودند .
وهب ضمن روايتى طولانى پيرامون ايوب و مقابله او با شيطان مىگويد :
جبرئيل اولين كسى است كه ميان عرش كلام الهى را پيرامون ستايش بندگان نيكوكارش دريافت مىكند و آنگاه كه خبر در ميان فرشتگان ديگر الهى منتشر گشت همگى بر آن بنده صالح درود مىفرستند . در ابتدا ابليس نيز از وقايع عرش مطلع مىگشت تا آنكه با صعود عيسى به عالم بالا ابليس از حوادث آسمان چهارم به بالا بىاطلاع و هنگاميكه رسول اكرم ( ع ) به پيامبرى مبعوث گرديد درب تمام
هامش
[ 1 ] بحار - ج 12 - ص 350 .
[ 2 ] سورهء حجر - آيهء 18 .