كردن خورشيد و باز گرداندن گذشته ممكن باشد در آنصورت مخاصمه با خداوند نيز ميسر خواهد بود . تو چگونه در نهايت ضعف و ناتوانى در برابر پروردگار توانا ابراز وجود مىكنى ؟ آيا روزى كه زمين بر ستونهاى خويش بنا گشته و به اطراف پهن گرديد تو حاضر بودى ؟ آيا به حكم تو آب بر زمين جارى گشته و در پردهاى از لايههاى آن محفوظ ماند ! تو كجا بودى آن روز كه آسمان بدون آن كه ستونهايى از زير و يا طنابهايى از بالا آن را نگاه دارد ، خلق گرديد ؟ آيا به دستور تو ستارگان در آسمان ظاهر مىشوند و شب و روز بوجود مىآيد ؟ كجا بودى آن روز كه درياها به تلاطم افتادند و رودخانهها در روى زمين جارى گشتند ؟ آيا قدرت تو باعث مهار امواج سهمگين درياها بود ؟ آيا اين تو هستى كه رحمها را وقت تولد كودكان بر روى آنها مىگشايى ؟ كجا بودى آنروزى كه اولين قطره آب بر روى خاك افتاد و كوههاى سر به فلك كشيده در امتداد يكديگر بوجود آمد ؟ آيا مخزن ذخيره بارانها در نزد تست ؟
حركت ابرهاى سنگين و صداى رعد و برق آنها بدست تست ؟ آيا از عمق اقيانوسها و ماوراى جو اطلاعى دارى ؟ يخچالهاى سرد و دور از دسترس و مسير عبور نور و پيدايش شب و روز از افعال تست ؟ آيا ايجاد قوه عاقله و شنوائى و بينائى انسانها در حيطه قدرت تست ؟ و آيا زبان سخن درختان را مىدانى ؟
ايوب كه خود را در برابر عظمت پروردگار بسيار كوچك مىديد آرزو مىكرد تا زمين دهان باز كرده و در آن فرو رود او زبان به اعتراف گشوده و گفت : بار خدايا همه آفرينش زائيده تدبير تست اينك از گستاخى من درگذر خداوند نيز به پاس شكيبائى بسيار ايوب چشمه رحمت و عافيت خويش را در زير پاى او جارى ساخت .
« انس بن مالك » از قول رسول اكرم ( ص ) مىگويد : رنج و بيمارى ايوب هجده سال به طول انجاميد و به جز همسر و دو تن از دوستانش همه مردم از او كناره جويى مىكردند و بعضى معتقدند مدت بيمارى ايوب هفت سال ادامه داشت و او در اين مدت خارج از شهر و در داخل اصطبلى زندگى مىكرد .
مىگويند ابليس آنگاه كه از به كار بستن هر حيلهاى براى رخنه در ايوب درمانده گشت به سراغ همسر وى رفت چرا كه او يك بار اين حربه را در مورد حواء نيز به كار بسته و از آن نتيجه ستانده بود . شيطان در كسوت جوانى خوش سيما از رحمت
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 331
مساهمون: السيد نعمة الله الجزائري
ص٣٣١