تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
داعيه عبوديت وى را طرح ننمايند چرا كه پاداش الهى به دو شكل به بندگانش تعلق مىگيرد يكى بخاطر استحقاق وجودى آنها و ديگرى بخاطر خصوصيتى كه در نهاد بعضى انسانهاى شايسته يافت مىشود . حكمت ديگرى كه در وراى رنجهاى ايوب نهفته است اين است كه بعد از آن كسى را بخاطر تنگدستى و بيمارى و ناتوانى تحقير ننمايند . چرا كه اين خداوند است كه بيمارى مىدهد و هر كس را كه بخواهد بهبودى عطا مىفرمايد و در افعال خود صلاح بندگانش را مد نظر دارد . [ 1 ] با اينكه روايات سابق با نظرات متكلمين شيعه هماهنگى دارد اما نمىتوان ابتلاى ايوب به بعضى از بيماريها را نيز كاملا رد نمود و اما در مورد امراضى مانند جذام « علم الهدى » قدس اللّه ضريحه مىفرمايد : ابتلا به امراضى مانند جذام و پيسى از دامان كبريايى انبياء بدور است اما صرف دورى و گريزان شدن مردم را نمىتوان از امور قبيحه و غير قابل تطبيق با شؤون انبياء فرض نمود و نيز بدون آنكه ايوب را مبتلا به امراضى مانند جذام بدانيم مىتوانيم درد و رنج ناشى از فقدان فرزندان و مال و دارائى و سلامت او را به مثابه رنج عارض بر فردى جذامى بلكه بالاتر از آن تصور نمائيم . [ 2 ] كافى حديثى را از امام صادق ( ع ) به اين شرح نقل مىكند : بعد از آنكه ايوب سلامت خود را بازيافت بنى اسرائيل را مشاهده كرد كه به كار بذر افشانى و كاشت زمينهاى خود مشغولند . او از خداوند خواست تا وى نيز بتواند به زراعت زمينهاى خويش بپردازد . خداوند رشته‌اى پيوسته از بذرهاى شور مزه را براى او نازل فرمود . ايوب نيز مشتى از آن بذرها را در زمين كاشت كمى بعد دانه‌هاى عدس از درون خاك سر برآورد . [ 3 ] در كتاب معانى الاخبار آمده است : ايوب از ريشه « آب يؤوب » و به معناى كسى است كه بار ديگر سلامت و نعمت و مال و فرزندانش به دو بازگردانده شود . [ 4 ] و امام صادق ( ع ) فرمودند : ايوب در هيچيك از بلاهايى كه بر او نازل گشته بود از خداوند
هامش
[ 1 ] خصال - ج 2 - ص 399 . [ 2 ] تنزيه الانبياء - ص 61 . [ 3 ] كافى - ج 2 - ص 343 . [ 4 ] معانى الاخبار - ص 50 .