نمايد
اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ
[ 1 ] و اينجا بود كه شيطان ياد پروردگار را براى لحظهاى از ذهن يوسف زدود و باعث گشت تا مدت بيشترى را در زندان بسر آورد .
فَأَنْساهُ الشَّيْطانُ ذِكْرَ رَبِّهِ
[ 2 ] [ 3 ] مرحوم طبرسى طاب ثراه گويد : كمك خواستن و دادخواهى از بندگان خدا در شرايط خاص و براى دفع آسيبها و نجات از سختيها كارى جايز و مباح است . همچنان روش پيامبر اكرم ( ص ) در مورد مهاجرين و انصار اين گونه بود و اگر ما عتابى را در روايت سابق راجع به يوسف و سفارش او در نزد پادشاه مىبينيم بيشتر بدان جهت است كه او از عادت پسنديده خويش يعنى صبر و توكل صرف بر ذات احديت غافل گشت و در راه نجات خويش از بند فرعون زمان بر غير تكيه زد . [ 4 ] امام صادق ( ع ) ضمن روايتى مىفرمايند : هنگاميكه مدت زندان يوسف سپرى گشت به هنگام آزادى چنين با خداوند به مناجات پرداخت : « اللهم ان كانت ذنوبى قد اخلقت وجهى عندك فإنى اتوجه اليك بوجه آبائى الصالحين ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب » راوى گويد : شخص سؤال كننده از امام صادق ( ع ) پرسيد : يابن رسول اللّه ( ص ) آيا جايز است ما نيز اين گونه دست به دعا برداريم ؟ آنحضرت در پاسخ فرمودند : شما بهتر است اين گونه نياز گوئيد : « اللهم انه كانت ذنوبى قد اخلقت وجهى عندك فإنى اتوجه اليك بنبيك نبى الرحمة ( ص ) و على و فاطمه و الحسن و الحسين و الائمه عليهم السلام » [ 5 ] در حاشيه بحار الانوار آمده است : شبى فرعون مصر در خواب ديد كه هفت گاو لاغر هفت گاو فربه را مىخورند و همچنين هفت خوشه سبز كه هفت خوشه خشك گرداگرد آنها را پوشانيده است .
سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَ سَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ يابِساتٍ
[ 6 ] او از معبرين و وزيران خويش خواست تا به تأويل روياى او بپردازند اما همگى از توضيح آن درماندند تا آنكه همان جوان ساقى كه مدتى را در زندان همراه يوسف بود و اينك
هامش
[ 1 ] سورهء يوسف - آيهء 42 .
[ 2 ] سورهء يوسف - آيهء 42 .
[ 3 ] تفسير قمى - ج 1 - ص 344 و حاشيه بحار - ج 12 - ص 330 .
[ 4 ] مجمع البيان - مجلد 3 - ج 5 - ص 359 .
[ 5 ] تفسير قمى - ج 1 - ص 345 و عياشى - ج 2 - ص 29 .
[ 6 ] سورهء يوسف - آيهء 43 .