تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
را داد تا با آن ترنجى را ببرند سپس به يوسف دستور داد تا در مجلس زنان داخل شود وقتى ديده آنها به يوسف افتاد همگى دستهاى خود را بريده و گفتند :
إِنْ هذا إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ
[ 1 ] همسر عزيز نيز از اين فرصت استفاده كرده و خطاب به آنها گفت
فَذلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ ، وَ لَقَدْ راوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ وَ لَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ ما آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ
[ 2 ] اين همان غلامى است كه نسبت به دوستى او مرا ملامت مىكرديد من كام خويش از او خواستم اما از خويشتن را از آلودگى بر حذر داشت . تا انتهاى آن روز هر زنى كه در يوسف مىنگريست دلباخته او مىگشت تا آنجا كه باعث دلتنگى و آزردگى خاطر او گشت و از خدا خواست تا براى فرار از نيرنگ آنها مدتى را در زندان سپرى سازد
رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَ إِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ ، أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَ أَكُنْ مِنَ الْجاهِلِينَ . فَاسْتَجابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ
[ 3 ] چيزى نگذشت كه به فرمان همسر عزيز يوسف روانه زندان گشت . [ 4 ] در پاره‌اى روايات آمده است آن كودك سه ماهه كه در گهواره و در مقام دفاع از يوسف لب به سخن گشود خواهرزاده زليخا بود و پيرامون زنان دربارى نيز لازم به تذكر است آنها با آنكه دستان خويش را بريده بودند اما احساس درد نمىكردند و اين حالت در شرايطى كه شيفتگى و عشقى سرشار قلب را احاطه نمايد ، بوجود مىآيد و امثال اين حوادث را در لابه‌لاى تاريخ بسيار شاهد بوده‌ايم مانند عشق سوزان شاعر معروف عرب كثير غرّه از عشاق هفتگانه و يا داستان آن يهودى كه وقتى براى معشوقه بيمار خويش طعامى را مهيا مىساخت با صداى ناله او چمچه غذا را رها كرده و بسويش شتافت ، به هنگام بازگشت از فرط شوق و محبت بدون آنكه متوجه باشد با دستان خويش غذاى جوش آمده بر روى آتش را به هم مىزد و از اينكه گوشت دستش تكه تكه در داخل ديگ غذا مىافتاد هيچگونه دردى را احساس نمىكرد . و من در شهر شيراز شاهد صحنه دلخراشى از خودزنى مردى بوده‌ام كه به معشوق دلخواه خود نرسيده بود . او در حالى كه دو كارد در دست داشت پياپى آنها را بر سينه خويش فرود مىآورد و با اينكه گوشت بدنش آويزان
هامش
[ 1 ] سورهء يوسف - آيهء 31 . [ 2 ] سورهء يوسف - آيهء 31 . [ 3 ] سورهء يوسف - آيهء 33 و 34 . [ 4 ] تفسير قمى - ج 1 - ص 342 .
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 276 | السيد نعمة الله الجزائري / عزيزى