گشته بود هيچگونه رنجش و دردى را از خود بروز نمىداد . براى آگاهى بيشتر در مورد اين موضوع به كتابهاى « مقامات النجاة » و « زهر الربيع » مراجعه گردد .
امام باقر ( ع ) در تفسير آيهء
ثُمَّ بَدا لَهُمْ مِنْ بَعْدِ ما رَأَوُا الْآياتِ لَيَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِينٍ
[ 1 ] فرمودند : اين آيات بر داستان شهادت آن كودك ، پيراهن شكافته شده يوسف و فرار او و تعقيب همسر عزيز مصر اشعار دارد . زليخا بعد از آنكه همسرش از حادثه با خبر گشت پيوسته از روى تافتن يوسف از خويش كينه بر دل داشت تا در نهايت عزيز مصر را مجبور ساخت تا يوسف را به زندان افكند .
وَ دَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَيانِ
[ 2 ] در زندان دو جوان كه گفته مىشد از غلامان فرعون مصر هستند به يوسف ملحق گشتند يكى از آن دو نانوا بود و ديگرى ساقى شراب كه به جرم توطئه چينى براى مسموم كردن غذاى فرعون به زندان افتاده بودند . [ 3 ] « على بن ابراهيم » در تفسير خود مىگويد : در حقيقت پادشاه مصر آن دو تن را براى جاسوسى و مراقبت به نزد يوسف فرستاده بود . در زندان وقتى فرستادگان فرعون مصر دريافتند كه يوسف از علم تعبير خواب بهرهاى دارد از او خواستند تا رؤياى آنها را تفسير نمايد . يكى از آن دو كه ساقى شراب بود گفت :
أَعْصِرُ خَمْراً
[ 4 ] در خواب ديدم كه شيرهء انگور مىافشردم يوسف در تعبير خواب او گفت : به زودى از زندان خارج خواهى شد و در زمره نديمان ملك قربتى فزون خواهى يافت . شخص ديگر كه نانوا بود به دروغ اظهار داشت كه در خواب ديده است بر سر قرص نانى نهاده است و مرغان از آن مىخورند
أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزاً تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ
[ 5 ] در تعبير خواب كذب او يوسف چنين گفت : به زودى بدار مجازات آويخته خواهى شد و مرغان از مغز سرت خواهند خورد . نانوا كه خوابى دروغ و عبث را تعريف كرده بود از كرده خويش پشيمان گشت اما يوسف با اين وجود مرگ او را حتمى دانست
قُضِيَ الْأَمْرُ الَّذِي فِيهِ تَسْتَفْتِيانِ
[ 6 ] بعد از مدتى زمان آزادى يكى از زندانيان يعنى ساقى شراب فرا رسيد به هنگام خروج يوسف از او خواست تا او را نزد فرعون ياد
هامش
[ 1 ] سورهء يوسف - آيهء 35 .
[ 2 ] سورهء يوسف - آيهء 36 .
[ 3 ] تفسير قمى - ج 1 - ص 344 .
[ 4 ] سورهء يوسف - آيهء 36 .
[ 5 ] سورهء يوسف - آيهء 36 .
[ 6 ] سورهء يوسف - آيهء 41 .