تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
لحظه يوسف به او گفت : آيا تو از بتى كه قدرت شنوايى و بينايى ندارد حياء مىورزى پس چگونه است كه من از خداى يگانه حيا نكنم ! سپس يوسف از جاى برخاسته و به طرف درب ورودى دويد اما همسر عزيز به تعقيب او پرداخت . در اين لحظه عزيز مصر وارد اطاق شده و آنها را بر اين حالت مشاهده كرد
وَ اسْتَبَقَا الْبابَ وَ قَدَّتْ قَمِيصَهُ مِنْ دُبُرٍ وَ أَلْفَيا سَيِّدَها لَدَى الْبابِ
[ 1 ] زليخا كه پيراهن يوسف را از پشت دريده بود همسرش را در برابر خويش مشاهده مىكرد پيش دستى كرده و از او پرسيد
ما جَزاءُ مَنْ أَرادَ بِأَهْلِكَ سُوءاً إِلَّا أَنْ يُسْجَنَ أَوْ عَذابٌ أَلِيمٌ
[ 2 ] يعنى جزاى كسى كه به عيال تو دست اندازد جز زندان يا عقوبتى سخت‌تر از آن نيست . در اين لحظه يوسف خطاب به عزيز مصر گفت
هِيَ راوَدَتْنِي عَنْ نَفْسِي
[ 3 ] [ 4 ] يعنى زليخا با مكر و حيله در آرزوى تحصيل كام خويش بود با الهام خداوند يوسف خطاب به عزيز مصر گفت : از كودكى كه در گهواره آرميده است استنطاق نما تا حقانيت من ثابت شود به امر خداوند آن نوزاد به سخن آمده و گفت :
إِنْ كانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَ هُوَ مِنَ الْكاذِبِينَ وَ إِنْ كانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ فَكَذَبَتْ وَ هُوَ مِنَ الصَّادِقِينَ
[ 5 ] يعنى چنانچه پيراهن يوسف از مقابل دريده شده باشد حق با زليخاست در غير اين صورت يوسف بيگناه خواهد بود . قضيه مشخص بود چون پيراهن يوسف از پشت سر و توسط زليخا پاره گشته بود . عزيز مصر كه بر جريان مطلع گشته بود به زليخا گفت :
إِنَّهُ مِنْ كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ
آنگاه رو به يوسف نموده و گفت :
أَعْرِضْ عَنْ هذا وَ اسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ إِنَّكِ كُنْتِ مِنَ الْخاطِئِينَ
[ 6 ] خبر دلباختگى همسر عزيز مصر بر يوسف در مدت كوتاهى به گوش همگان رسيد و زنان پيوسته زليخا را مورد نكوهش قرار مىدادند .
وَ قالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُراوِدُ فَتاها
[ 7 ] هنگاميكه سرزنشهاى آنها به گوش زليخا رسيد دستور داد تا مجلسى بيارايند و تمام زنان دربار در آن جمع گردند همسر عزيز به هر زنى كاردى
هامش
[ 1 ] سورهء يوسف - آيهء 25 و 26 . [ 2 ] سورهء يوسف - آيهء 25 و 26 . [ 3 ] سورهء يوسف - آيهء 26 . [ 4 ] حاشيه بحار - ج 12 - ص 236 . [ 5 ] سورهء يوسف - آيات 27 و 28 . [ 6 ] سورهء يوسف - آيهء 29 و 30 . [ 7 ] سورهء يوسف ، آيهء 30 .
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 275 | السيد نعمة الله الجزائري / عزيزى