تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
كه در پيشاپيش آنها شتر قرمزى خواهد بود كه دو عدل سنگينى بر او نهاده شده ، هنگامى كه صبح شد مردم ديدگان خود را به طرف عقبه دوخته بودند تا رسيدن كاروان را ببينند ، و با خود ميگفتند : اكنون آفتاب بيرون خواهد شد و هنوز از كاروان خبرى نيست . ( 1 ) در اين وقت كه سرگرم مذاكره و گفتگو بودند ، ناگهان برآمدن خورشيد با رسيدن كاروان توأم شد ، و پيش درآمد قافله نيز شتر قرمز رنگ بود ، مشركين از فرمايشات حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله از اهل كاروان پرسيدند ، آنها گفتند : مطلب چنين است ما شترى را گم كرده بوديم و در بيابان دنبال او روان بوديم ، و آب خود را در محلى گذاشته بوديم ، هنگامى كه برگشتيم متوجه شديم آب به زمين ريخته است ! . مشركين قريش از اين موضوع بر قساوت و دشمنى آنها افزوده شد ، و در دار - الندوة اجتماع كردند و بين خود قراردادى گذاشتند ، و نامه‌اى هم نوشتند كه پس از اين با بنى هاشم ، سخن نگويند ، و با آنان ازدواج نكنند ، و خريد و فروش ننمايند ، و آنها را در مجالس و اجتماعات خود شركت ندهند تا آنگاه كه محمد را براى كشتن به آنان تسليم كنند ، و با هم پيمان بستند كه بهر وسيله شده آن حضرت را از بين ببرند هنگامى كه ابو طالب از تصميم كفار قريش مطلع شد ، بنى هاشم را جمع كرد و به شعب درآمد ، و در حدود چهل مرد با ابو طالب رفتند ، ابو طالب به كعبه و حرم و ركن و مقام سوگند ياد كرد ، كه اگر خارى بپاى محمد رود بر عليه شما قيام خواهم كرد . ابو طالب اطراف شعب را محكم و استوار كرد تا دشمن نتواند ناگهان بر آنها بريزد ، شب و روز از حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله محافظت ميكرد ، هنگامى كه شب فرا ميرسيد با شمشير نزد او مىايستاد و پيغمبر به خواب ميرفت ، پس از مدتى برميخواست و جاى خواب او را تغيير ميداد . ابو طالب و فرزندان و برادرزادگان او همواره از پيغمبر نگهدارى ميكردند و راضى نبودند كه به وجود مبارك وى آسيبى برسد . بنى هاشم در شعب ناراحتيهاى زيادى ديدند و سختيهاى بيشمارى كشيدند كسانى كه از خارج وارد مكه ميشدند از ترس مشركين جرأت نميكردند با بنى هاشم خريد و فروش
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 71 | الشيخ الطبرسي / عزيز الله عطاردى