كس از اين امر جلوگيرى كرد ، گردنش را بزن ، راوى گويد حمزه امر ابو طالب را اجرا كرد و آنان هم مقاومت نكردند ، پس از اين گفت : اى برادرزاده اين است مقام و شخصيت شما در نزد ما .
( 1 ) عمرو بن ميمون از عبد اللَّه نقل كرده كه وى گفت : هنگامى كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله در حال سجده بود و جماعتى از قريش هم نزديك او بودند و بچهدان شترى هم در آنجا بود ، يكى از آنها گفت : كه اين رحم شتر را ميگيرد و بر روى محمد مىاندازد ؟ در اين هنگام عقبة بن ابى معيط حاضر شد و اين عمل زشت را انجام داد حضرت فاطمه عليها السّلام آمد و او را از پشت حضرت برداشت ، و به كسى كه مرتكب اين كار شده بود نفرين كرد ، عبد اللَّه گويد : من پيغمبر را ديدم كه در آن روز مشركين را نفرين ميكرد ، و جز در اين روز او را در حال نفرين نديده بودم .
پيغمبر فرمود : خدايا اشراف قريش مخصوصا ابو جهل ، و عتبة بن ربيعه ، و شيبة بن ربيعه ، و عقبة بن ابى معيط ، و امية بن خلف را هلاك كن ، عبد اللَّه گفته : حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله نام هفت نفر را بردند و من همهء آنها را در روز بدر كشته ديدم كه اجساد آنها را به چاه عميقى انداختند . و امية بن خلف چون مردى جسيم بود قبل از اينكه به ته چاه برسد از هم پاره پاره شد - بخارى اين روايت را در صحيح خود نقل كرده است ( 2 ) خباب گويد : خدمت حضرت خاتم النبيين رسيدم در حالى كه خود را به بردى پيچيده و در سايهء كعبه نشسته بود ، و ما از مشركين آزار و اذيت زيادى را ديده بوديم ، عرض كردم : يا رسول اللَّه ! آيا براى ما دعا نميكنى ؟ پيغمبر در اين هنگام نشسته و چهرهاش قرمز شده بود ، فرمود : كسانى كه قبل از شما بودند ، اگر با ميخها گوشت و استخوان آنها را سوراخ ميكردند ، آنان از دين و عقيدهء خود بر نميكشتند .
قبل از شما اشخاصى بودند كه آنها را با اره از هم نصف ميكردند ، ليكن از عقيده و مذهب خود دست بردار نبودند ، خداوند اين امر را به پايان خواهد رسانيد ، و هنگامي خواهد رسيد كه يك سواره از صنعاء تا حضرموت خواهد رفت و جز پروردگار از احدى نخواهد ترسيد . اين حديث را بخارى در صحيح خود روايت كرده است .
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 68
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص٦٨