( 1 ) جابر گويد : حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله به عمار و خانوادهاش گذشتند در حالى كه مشركين آنان را اذيت ميكردند ، و اين عذاب از جهت اين بود كه آنان به خداوند ايمان آورده بودند ، پيغمبر فرمود : اى آل عمار صبر كنيد شما را در مقابل اين عذاب به بهشت پروردگار مژده مىدهم ، ( 2 ) مجاهد گويد : اول كسى كه در اسلام شهيد شد « سميه » مادر عمار بود ، ابو جهل با يك تيرى كه به قلب وى زد او را از پا در آورد ( 3 ) على بن ابراهيم گفته : روزى ابو جهل متعرض پيغمبر شد و با سخنان خود او را اذيت كرد ، در اين هنگام بنى هاشم اجتماع كردند ، و حمزة بن عبد المطلب كه به شكار رفته بود از راه رسيد ، و متوجه اجتماع مردم شد ، و گفت : اين جريان از چه قرار است ؟ زنى از پشت بام گفت : يا ابا يعلى ! عمرو بن هشام متعرض محمد شده است و او را اذيت كرده .
در اين موقع حمزه با حالت خشم و غضب به طرف ابو جهل رفت ، و كمان او را گرفت و به سرش كوبيد ، پس از اين وى را برداشت و بر زمين افكند ، مردم پيرامون او جمع شدند ، و نزديك بود جنگ و فسادى درگيرد ، گفتند : يا ابا يعلى تو هم بدين برادرزادهات گرويدى ؟ ! گفت : آرى أشهد أن لا إله الّا اللَّه و أشهد أنّ محمدا رسول اللَّه حمزة بن عبد المطلب اين مطلب را از روى حميت و تعصب و خشم و غضبش گفت .
بعد از اين جريان حمزه به منزل خود مراجعت كرد ، و از عمل خود پشيمان شد روز بعد خدمت حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله رسيد و گفت : برادرزاده آيا اين مطالبى را كه اظهار ميكنى درست است ؟ پيغمبر سورهء از قرآن را براى عمويش حمزه قرائت كرد و او اسلام را اختيار كرد و بدين مقدس ثابت و پابرجا ماند ، حضرت خاتم النبيين از اسلام حمزه بسيار خوشوقت شد و ابو طالب هم از مسلمان شدن حمزه خوشنود گرديد و گفت :
فصبرا أبا يعلى على دين أحمد * و كن مظهرا للدّين وفّقت صابرا
و خط من أتى بالدين من عند ربه * بصدق و حق لا تكن حمز كافرا