تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
چرا شما را دعوت كردم ؟ عرض كرديم علت او را نميدانيم ، فرمود : گواهى دهيد اين فرزندم وصى من است و پس از من خليفه و قيم خواهد بود ، هر كس از من طلبى دارد از وى بگيرد ، و هر كس وعده‌اى از من دارد از وى مؤاخذه كند ، و آنانى كه نميتوانند با من ملاقات كنند ، مكاتبه نمايند . ( 1 ) 7 - حسين بن مختار گويد : از طرف ابو الحسن موسى عليه السّلام براى ما الواحى بيرون شد هنگامى كه در زندان بودند - در آن الواح فرمودند : عهد من با فرزند بزرگترم هست و او بايد كارها را انجام دهد ، و ديگرى از اين بابت چيزى به او نميرسد ، تا آنگاه كه خودم با وى ملاقات كنم ، و يا اينكه مرگم در رسد . ( 2 ) 8 - داود بن سليمان گويد : به حضرت موسى بن جعفر عرض كردم : من ميترسم از دنيا بروم و تو را ملاقات نكنم ، اكنون بفرمائيد امام بعد از شما كيست ؟ فرمود : امام بعد از من فرزندم علي يعنى رضا عليه السّلام است . ( 3 ) 9 - نصر بن قابوس گويد : به ابو ابراهيم عليه السّلام عرض كردم : از پدرت پرسيدم امام بعد از شما كيست ؟ وى شما را به من معرفى كرد ، پس از درگذشت پدرت من و يارانم بشما معتقد شديم و ليكن مردم پراكنده شدند ، و اينك عرض ميكنم امام بعد از شما كيست ؟ فرمود : پسر من ، و در اين هنگام اشاره به حضرت رضا كردند . ( 4 ) 10 - داود بن زربى گويد ، خدمت حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام رسيدم و مقدارى از اموال را با خود داشتم تقديم كردم ، حضرت مقدارى از مال را برداشتند و بقيه را ترك كردند ، عرض كردم : فدايت شوم چرا مقدارى از مال را ترك كردى ؟ فرمود : صاحب اين مال خودش از شما مطالبه مىكند ، پس از درگذشت آن جناب حضرت رضا عليه السّلام فرستادند و از آن مال مطالبه كردند ، من هم بقيه اموال را خدمتش ارسال داشتم . ( 5 ) 11 - يزيد بن سليط گويد : حضرت ابو ابراهيم را در راه مكه ديدم هنگامى كه اراده عمره داشتم ، عرض كردم : قربانت گردم ، اين زمين‌ها هم مانند ما معرفت دارند ؟ فرمود : آرى تو هم معرفت دارى ، عرض كردم : آرى من و پدرم در اين جا با هم شما را ملاقات كرديم ، در حالى كه با پدرت و برادرانت بودى .
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 426 | الشيخ الطبرسي / عزيز الله عطاردى