تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
سيد الشهداء سلام اللَّه عليه چون به « ثعلبيه » رسيدند از شهادت مسلم بن عقيل مطلع شدند ، و فرمودند :
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
و اين كلمه را چند بار تكرار كردند خدمت حضرت عرض كردند : اى پسر پيغمبر از اين جا مراجعت كنيد ، زيرا معلوم است شما در كوفه ياورى نداريد ما ميترسيم مردم بر ضد شما باشند ، در اين هنگام به فرزندان عقيل نظر افكند و گفت : شما چه نظر داريد ؟ جواب دادند نه به خدا ما برنميگرديم با آنان جنگ ميكنيم يا خون مسلم را ميگيريم و يا مانند او كشته ميشويم . ( 1 ) حضرت سيد الشهداء عليه السّلام فرمود : بعد از كشتن مسلم و هانى ديگر زندگى كردن معنى ندارد ، پس از اين نامه‌اى بيرون كرد و براى مردم خواند و خبر كشته شدن مسلم و هانى بن عروه و عبد اللَّه بن يقطر را به آنان اطلاع داد و فرمود : شيعيان ما را تنها گذاشتند اينك هر كدام از شما ميل داريد برگرديد آزاد هستيد . در اين هنگام گروهى از آنان به طرف راست و چپ حركت كردند ، و جز ياران آن جناب كه از ابتداء با وى حركت كرده بودند و جماعت قليلى كه بوى ملحق گرديدند كسى در اطراف سيد الشهداء نماند حضرت امام حسين عليه السّلام از اين جهت اين موضوع را ابراز داشتند كه عده‌اى از اعراب براى نفع دنيوى در خدمت او حركت ميكردند و بعضى از آنان هم خيال ميكردند سيد الشهداء بشهرى ميرود كه مردمان آن در انتظار او هستند و لذا حضرت واقع را براى اين گونه مردم روشن كرد تا آنان از جريان قضيه مطلع باشند . پس از اين بسير خود ادامه داد تا در « بطن عقبه » فرود آمد و در اين منزل شيخى از بنى عكرمه بنام عمرو بن لوذان با آن جناب برخورد كرد اين پيرمرد گفت : اى پسر رسول خدا تو را به خدا قسم مىدهم از اين راه مراجعت كن به خداوند سوگند شما رو به شمشير و نيزه ميرويد اين جماعتى كه شما را دعوت كرده‌اند اگر خودشان با دشمنان تو جنگ كنند و شمشير مهيا كنند آن وقت نزد آنها به روى مانعى ندارد . حضرت سيد الشهداء عليه السّلام فرمود : اى بندهء خدا مطلب بر من مخفى نيست ، و ليكن خداوند براى من اين طور تقدير فرموده است - پس از اين فرمود : به خداوند اينها از من دست برنميدارند تا آنگاه كه خون مرا بريزند ، و هر گاه اين عمل را انجام