ناگزير مستحق امامت و شايستهء خلافت بوده ( 1 ) زيرا كه حضرت رسول در بارهء آن جناب فرمود اين دو فرزندم ( حسن و حسين ) امام هستند اگر چه نشسته و يا روى پا باشند .
( 2 ) و نيز پيغمبر فرمود حسنين دو سيد جوانان اهل بهشت هستند قرآن شريف هم بعصمت و طهارت حسنين عليهما السّلام شهادت داده و در آيهء شريفه آمده :
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً
و ما در گذشته در بارهء اين آيهء مباركه بتفصيل بحث كردهايم .
( 3 ) پنجم - از جمله دلائل بر امامت حضرت مجتبى عليه السّلام حديث حبابه والبيه است شيخ صدوق رضوان اللَّه عليه بسند خود از عبد الكريم بن عمرو خثعمى روايت كرده كه حبابه والبيه گفت من در شرطة الخميس خدمت على عليه السّلام رسيدم و همواره در دنبال آن جناب حركت مىكردم تا آنگاه كه در ميدان جلو مسجد نشست .
عرض كردم يا امير المؤمنين دلائل امامت و معرفت امام چيست ؟ فرمود : آن سنگريزه را به من بدهيد ، من او را خدمت حضرت بردم و امام عليه السّلام انگشترى كه در دست داشت بر او فرود آورد و اثر خاتم در او نمايان شد ، پس از آن فرمود : هر گاه كسى مدعى مقام امامت شد و توانست مانند من خاتمش را بر اين سنگ فرود آورد وى امام مفترض الطاعه است و امام هر چه اراده كند در نزد او حاضر است .
حبابه گويد : پس از اينكه امير المؤمنين عليه السّلام از دنيا رفتند من نزد حسن بن على رفتم و او در جاى پدرش نشسته بود و مردم از وى مسائلى را مىپرسيدند امام حسن فرمودند : يا حبابه ، عرض كردم : بلى اى مولاى من فرمود : آنچه را كه با خوددارى به من بده من سنگريزه را خدمت آن جناب دادم و او با خاتم شريفش او را منقوش كرد .
حبابه گفت : پس از شهادت حضرت امام حسن خدمت امام حسين رسيدم سيد الشهداء عليه السّلام از من تكريم و تعظيم كرد و فرمود آمدى تا دلالت امامت را مشاهده كنى ؟ ! گفتم : آرى فرمود : سنگريزه را به من دهيد و او هم مانند برادرش بر او علامتگذارى كرد گويد :
بعد از حسين عليه السّلام در نزد حضرت سجاد عليه السّلام حاضر شدم در حالى كه بسيار