پير و خرفت شده بودم و در حدود يك صد و سيزده سال از عمرم گذشته بود .
حضرت سجاد عليه السّلام را در حالى كه مشغول ركوع و سجود بود مشاهده كردم من ديگر از دلائل امامت مأيوس شده بودم در اين هنگام حضرت على بن الحسين عليهما السّلام به طرف من اشاره كردند و بلافاصله جوان شدم عرض كردم : يا سيدى چقدر از دنيا گذشته و چه اندازه باقى مانده است ؟ فرمود : تا كنون خوب بوده و پس از اين خوبي در بين نيست حبابه والبيه تا زمان حضرت رضا عليه السّلام زنده بود و بعد از اين درگذشت .
( 1 ) حضرت باقر عليه السّلام فرمود حبابه والبيه بدعاى حضرت سجاد جوان شد پس از اينكه يك صد و سيزده سال از عمرش گذشته بود ، و او بعد از اينكه جواني را باز يافت در دم حائض گرديد
( 2 )
( مناقب حضرت مجتبى عليه السّلام )
( 3 ) 1 - جابر بن عبد اللَّه گويد : پس از اينكه حضرت امام حسن متولد شد مادرش حضرت زهراء عليها السّلام بعلى عليه السّلام فرمود : مولود جديد را نامگذارى كن امير المؤمنين گفت من قبل از اينكه رسول خدا نامى از براى آن انتخاب نكند مبادرت نميكنم ، حضرت رسول هم فرمود من منتظرم تا خداوند دستور نامگذارى او را بدهد .
خداوند متعال بجبرئيل وحي فرستاد براى محمد فرزندى متولد شده است اكنون در نزد او حاضر شويد و وى را بفرزندش تبريك بگوئيد و بمحمد اطلاع دهيد كه على ابن ابى طالب از تو بمنزله هارون از موسى است ، اكنون مولود جديدت را بنام فرزند هارون اسمگذارى كنيد پس از اين فرمان ، جبرئيل از طرف خداوند به حضرت رسول پيام آورد ، و گفت فرزند علي را با فرزند هارون همنام كن ، پيغمبر فرمود : نام فرزند هارون چه بوده ؟ جبرئيل عرض كرد : وى « شبر » نام داشته است ، گفت : زبان من عربى است ، عرض كرد :
فرزندت را « حسن » نام بگذار .