شترش انداخت ، بعد از كشته شدن ابو جرول مشركين فرار كردند و مسلمين شمشيرهاى خود را بر آنان فرود آوردند ، علي عليه السّلام در پيشاپيش مسلمانان در حركت بودند و چهل نفر از كفار به خاك انداختند ، و گروهى از آنان را نيز اسير گرفتند ، و بقيه هم از معركه بيرون شده و هر يك بگوشهاى فرار كردند .
هنگامى كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله غنائم حنين را تقسيم ميكرد ، ناگهان مرد درازى از راه رسيد و در پيشانيش اثر سجود نمايان بود ، وى بطور كلى سلام كرد و به حضرت رسول توجه ننمود ، و بعد به پيغمبر گفت : من ديدم تو با اين غنائم چگونه معامله كردى ؟ فرمود : چگونه معامله كردم گفت : در تقسيم غنائم جانب عدالت را مراعات نكردى ؟ ! .
در اين هنگام پيغمبر غضب كرد و فرمود : واى بر تو اگر من عدالت نداشته باشم پس چه كسى عدالت خواهد داشت ، مسلمين عرض كردند : اين مرد را نميكشيد ؟ ! فرمود :
او را واگذاريد در آيندهء نزديكى گروهى پيرامون وى را خواهند گرفت ، و آنان از دين بيرون خواهند رفت همانطور كه تير از كمان بيرون ميرود ، خداوند اين جماعت را در دست بهترين مخلوقات خواهد كشت ، و اين جماعت در جنگ خوارج بدست علي عليه السّلام كشته شدند .
( 1 )
مقام على عليه السّلام در جنگ طائف
( 2 ) امير المؤمنين عليه السّلام از طرف حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله مأمور شدند كه در هر جا بتى پيدا كنند بشكنند ، علي عليه السّلام از طائف بيرون شدند ، ناگهان سواران چندى از « خثعم » با گروهى پيرامون او را گرفتند ، در اين هنگام مردى بنام شهاب جلو آمد و آن حضرت را بمبارزه طلبيد ، امير المؤمنين در مقابل او ظاهر شدند و او را كشتند .
علي عليه السّلام به اتفاق اين سواران به راه خود ادامه دادند و تمام بتها را شكستند و در طائف خدمت حضرت رسول رسيدند در حالى كه آن جناب اهل طائف را در محاصره گرفته بود ، هنگامى كه پيغمبر وى را ديد تكبير گفت و دست او را گرفت و در گوشهاى با وى بگفتگو پرداخت ، پس از اين نافع بن غيلان با سوارانى چند از حصن طائف