تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
جلب كند علي عليه السّلام دنبال مأموريت خود رفته و اوامر حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله را اجراء نمود و مردم را از خدا و رسولش راضى ساخت ، و ماده فساد را ريشه كن نمود ، و با صلح و صفا از سفر خود مراجعت كرد . ( 1 )

فداكارى امير المؤمنين عليه السّلام در جنگ حنين

( 2 ) در غزوهء حنين مسلمين همگان فرار كردند ، و با حضرت رسول جز نه نفر از بنى هاشم و ايمن بن ام ايمن كسى در اطراف آن جناب باقى نماند ، ايمن هم در اين جريان كشته شد و همان نه نفر كه از بنى هاشم بودند با پيغمبر پايدارى كردند تا آنگاه كه فراريان مراجعت كردند ، و بار ديگر بطور دسته جمعى به طرف مشركين حمله آوردند ، و در اين مورد آيهء شريفه و
أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ *
فرود آمد . مقصود از اين مؤمنين علي عليه السّلام و عباس بن عبد المطلب ، فضل بن عباس ، ابو سفيان ابن حارث ، نوفل بن حارث ، ربيعة بن حارث ، عبد اللَّه بن زبير بن عبد المطلب ، معتب و عتبه فرزندان ابو لهب بودند كه در پيرامون حضرت رسول از آن جناب حمايت ميكردند . هنگامى كه پيغمبر مشاهده كردند مردم فرار ميكنند به عمويش عباس كه صداى بلندى داشت فرمود : فراريان را فرياد زند و آنان را به عهد و ميثاقى كه بسته بودند متذكر سازد ، عباس فرياد زد : « يا أهل بيعة الشبحرة و يا اصحاب سورة البقرة » اينك كجا فرار ميكنيد ، از پيمانى كه در زير درخت با پيغمبر بستيد فراموش نكنيد . در اين جريان كسى به گفتار عباس توجه نكرد و همگان خود را از روى مراكب به زير انداختند و بدشمن ملحق شدند ، در اين هنگام مردى از بنى هوازن در حالى كه بر شترى سرخ سوار بود و پرچم سياهى را نيز در دست داشت جلو آمد و رجز خواند :
انا أبو جرول لا براح * حتى نبيح القوم او نباح
در اين هنگام امير المؤمنين عليه السّلام به طرف او رفت و شمشيرى بر ران شتر او زد و از پا در آورد ، پس از اين شمشير خود را بر آن مرد فرود آورد و او را نيز پهلوى