بيرون شدند و بدست علي كشته گرديدند ، در اين وقت مشركين فرار كردند و بقيه هم مرعوب شدند و گروهى نيز خدمت پيغمبر آمدند و اسلام اختيار كردند .
( 1 )
( شهادت امير المؤمنين عليه السّلام )
( 2 ) گروهى از اهل سير روايت كردهاند كه چند نفر از خوارج در مكه پيرامون يك ديگر جمع شدند و در بارهء سران قوم به مذاكره پرداخته و آنها را توبيخ و سرزنش كردند ، اين جماعت در ضمن مذاكرات خود از كشتهشدگان نهروان يادى كرده و آنان را ستودند و براى آنها از خداوند طلب آمرزش كردند .
در اين هنگام يكى از آنان گفت : كاش ما جان خود را در راه خدا ميفروختيم و خون برادران خود را كه در نهروان كشته شدند اخذ ميكرديم ، و مردم را از شر اين چند نفر امام ضلال نجات ميداديم ، پس از گفتار اين ناطق ، عبد الرحمن بن ملجم گفت : من على بن ابى طالب را از بين خواهم برد ، برك بن عبد اللَّه تميمى گفت : من هم شر معاويه را از سر مسلمين كوتاه خواهم كرد ، عمرو بن بكر تميمى نيز اظهار داشت :
من نيز عمرو بن عاص را خواهم كشت .
بعد از اين گفتگو چنان مقرر داشتند كه در شب نوزدهم ماه رمضان بايد اين عمل انجام گيرد و هر سه نفر در يك شب از بين بروند ، ابن ملجم براى انجام مقصد شوم خود از مكه بيرون شد و به طرف كوفه حركت كرد ، وى موضوع را با احدى در ميان نگذاشت و نيت خبيث خود را مخفى ميكرد ، يكي از روزها كه در كوفه زندگى ميكرد و منتظر موعد مقرر بود يكى از دوستان خود را ملاقات كرد در اين هنگام قطام دختر اخضر تميمى كه پدر و برادرش در نهروان كشته شده بودند در مجلس حاضر بود .
قطام يكى از زيباترين زنان زمان خود بشمار ميرفت ، و هنگامى كه چشمان ابن ملجم به چهره زيباى وى افتاد مفتون و شيداى وى گرديد و آتش عشقش شعلهور شد ، ابن ملجم از وى تقاضاى همسرى كرد قطام گفت : من در صورتى با ازدواج شما رضايت خواهم داد كه سه هزار درهم و يك خدمتكار مهريهء من قرار دهى و على بن