گردن زند .
( 1 )
غزوهء ذات السلاسل يا وادى الرمل
( 2 ) يكى از مقامات امير المؤمنين عليه السّلام فداكارى بىنظير آن بزرگوار در جنگ ذات السلاسل است ، در اين جنگ مانند همهء جنگها پرچم حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله در دست آن جناب بود ، پيغمبر قبل از اين ديگرى را به طرف وادى الرمل فرستاده بودند ، و او بدون اينكه كارى از پيش ببرد مراجعت كرد ، و پس از اين شخص ديگرى را فرستادند و او هم بدون نتيجه برگشت .
در اين هنگام على عليه السّلام بسوى اين قوم حركت كردند و در هنگام سحر در منازل آنان فرود آمدند ، پس از اينكه نماز صبح را اداء كردند ، همراهان خود را در صفوف منظمى قرار دادند ، و خود نيز در حالى كه بر شمشيرش تكيه كرده بود رو بدشمن ايستادند فرمودند : اى گروه مردم بدانيد من فرستادهء رسول خدا هستم اينك به توحيد پروردگار و نبوت محمد ايمان بياوريد و اگر استنكاف كنيد شما را خواهم كشت .
مشركين گفتند : شما هم مانند سابقين برگرديد ، فرمود : من مراجعت كنم ! به خداوند سوگند تا تسليم نشويد از شما دست نخواهم كشيد ، و شما را با شمشير خواهم كشت ، من على بن ابى طالب هستم ، در اين هنگام آنان مضطرب شدند ، على عليه السّلام بر اين قوم حمله آورد و آنها از ميدان فرار كردند و مسلمين پيروز شده و غنائم فراوانى را بدست آوردند .
( 3 ) ام سلمه گويد : حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله در خانه من خوابيده بود ، ناگهان از خواب پريد و ناراحت به نظر ميرسيد ، گفتم : خداوند تو را نگهدارنده است ، فرمود : آرى خداوند مرا نگه مىدارد و ليكن اين جبرئيل است مرا خبر ميدهد كه اكنون علي از راه ميرسد .
پس از اين از منزل بيرون شدند و مردم را امر كردند تا از آن جناب استقبال كنند مسلمين به اتفاق پيغمبر در دو صف حركت ميكردند ، هنگامى كه چشم على بر حضرت رسول افتاد ، از مركب به زير آمد و از پاهاى آن جناب بوسيد ، پيغمبر فرمود : سوار