مسلمين مبارز خواستم صدايم گرفت آيا در ميان شما كسى هست بميدان من قدم گذارد .
در اين بين علي عليه السّلام از ميان مسلمين برخاست و براى مبارزه با عمرو بن عبد ودّ خود را آماده ساخت ، حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله او را امر به جلوس ميكرد و ميخواست تا ديگران هم حركتى بكنند ، و ليكن مسلمانان ديگر ساكت بودند و از خود حركتى نشان ندادند ، چون از مقابله با عمرو بيم داشتند .
( 1 ) عمرو بن عبد ودّ را سوار قريش ميگفتند و او را با هزار مرد جنگى برابر ميدانستند چون فرياد عمرو قطع نميشد و همواره مبارز ميخواست و علي عليه السّلام مكرر اجازه مبارزه خواست ، لذا پيغمبر به على فرمود : نزديك من بيا ، وى نزد آن حضرت حاضر شد پيغمبر عمامه خود را از سر برداشت و بر سر امير المؤمنين بست ، و شمشير مخصوص خود ذو الفقار را هم به وى عطا كرد .
بعد از اين فرمود : اكنون به ميدان جنگ برويد ، و از خداوند براى او طلب يارى و نصرت كردند ، علي عليه السّلام با كوشش و سرعت خود را براى ميدان آماده كرد جابر بن عبد اللَّه هم براى جريان كار با وى بميدان آمد ، هنگامى كه امير المؤمنين عليه السّلام به طرف عمرو بن عبد ودّ حركت كرد پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : اكنون ايمان به طرف كفر ميرود ، على ابن ابى طالب چون به عمرو رسيد فرمود : اى عمرو تو در زمان جاهليت ميگفتى : اگر كسى مرا به سه مطلب بخواند من همهء آنها و يا يكى را خواهم پذيرفت عمرو گفت : آرى مطلب همين طور است .
امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند : من اينك تو را به توحيد و نبوت محمد و تسليم در برابر خداوند دعوت ميكنم ، عمرو گفت : اى برادر زاده اين سخنان را با من در ميان نگذار ، على فرمود : اين گفتههاى من براى شما خير در بر دارد اگر آنها را اخذ كنى ، امير المؤمنين بار ديگر گفت : پيشنهاد ديگرى با شما دارم ، گفت : چه ميخواهى بگوئى ؟
علي عليه السّلام فرمود : بهتر است از جنگ دست بكشيم و مراجعت كنيم ، گفت :
اين موضوع عملى نيست زيرا زنهاى قريش همواره مرا به اين مطلب ريشخند خواهند
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 281
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص٢٨١