تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
كرد ، علي عليه السّلام شمشير را بر فرقش وارد آورد و او را بر زمين افكند ، و مردم فرار كردند و مسلمين براى اخذ غنائم حمله آوردند . ( 1 ) حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله پنجاه نفر را در دهان دره قرار داده و يك نفر را نيز بر آنان امير كردند ، و به اين جماعت فرمودند : اگر همهء ما را كشتند شما از جاى خود تكان نخوريد ، هنگامى كه اين جماعت مشاهده كردند كه رفقاى آنها مشغول جمع آورى غنائم هستند ، به امير خود گفتند : ما هم بايد براى اخذ غنائم برويم . امير اين جماعت گفت : پيغمبر امر فرموده است كه ما از اين مكان حركت نكنيم ، گفتند : او ترا امر كرده است كه از جاى خود حركت نكنى و او از عاقبت جنگ اطلاع نداشته ، و اين جماعت به حرف امير خود گوش ندادند و براى اخذ غنائم حركت كردند و او را تنها گذاشتند . در اين هنگام خالد بن وليد از كمين درآمد و ابتداء اين مرد را كشت ، و از پشت سر حضرت رسول آمد و اراده كرد به آن جناب حمله كند ، و از اصحاب پيغمبر هفتاد نفر كشته شدند ، و بقيه نيز فرار كردند ، و هر كدام به طرف كوهى ميدويدند ، و جز ابو دجانه و سهل بن حنيف و علي عليه السّلام ديگرى با آن جناب نماند . گروهى از مشركين به طرف پيغمبر حمله آوردند ، و امير المؤمنين آنان را از آن حضرت دفع كردند ، تا آنگاه كه شمشيرش قطع شد ، هنگامى كه حضرت رسول مشاهده كردند يارانش فرار كرده‌اند ، سر مباركش را برهنه كرد و فرمود : من رسول خدا هستم شما از خدا و رسولش فرار ميكنيد ؟ . در اين هنگام گروهى از فراريان مراجعت كردند كه از آن جمله طلحة بن عبيد اللَّه و عاصم بن ثابت بودند ، و بقيه بالاى كوه رفتند ، در اين بين در مدينه فريادى بلند شد كه محمد كشته شد ! ، و در اثر اين خبر دلها مضطرب شد ، و فراريان نيز سرگردان شدند و به طرف چپ و راست حركت كردند . ( 2 ) عكرمه گويد : از علي عليه السّلام شنيدم ميفرمود : هنگامى كه مردم در روز احد فرار كردند من بسيار ناراحت و اندوهگين شدم و تاب تحمل نداشتم ، در اين وقت در مقابل
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 278 | الشيخ الطبرسي / عزيز الله عطاردى