تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
شما همسايه خواهم شد عمرو بجاريه خود دستور داد تا زير چوبى را كه ميثم بالاى آن مصلوب شده بود پاك كند و كثافت‌ها را از بين ببرد و آن زمين را آب پاشى كرده و خوشبو كند در اين هنگام ميثم شروع به گفتن فضائل بنى هاشم كرد جريان را به ابن زياد اطلاع دادند و گفتند ميثم شما را رسوا كرد وى دستور داد تا بر دهان ميثم لگام بزنند شهادت ميثم تمار رضوان اللَّه عليه ده روز قبل از ورود حضرت سيد الشهداء عليه السّلام بعراق واقع شد پس از اينكه سه روز از دار زدن ميثم گذشت او را با حربه مضروب كردند و در نتيجه از بينى و دهان وى خون جارى شد و بجوار رحمت حق شتافت ( 1 ) 6 - زياد بن نضر حارثى گويد من در نزد زياد نشسته بودم كه ناگهان رشيد هجرى را نزد او آوردند زياد بن ابيه روى خود را به طرف رشيد كرد و از وى پرسيد صاحبت يعنى على بن ابى طالب در بارهء ما نسبت بشما چه گفته است رشيد گفت على بن ابى طالب فرمود شما دست و پاى مرا خواهيد بريد و پس از آن مصلوبم ميكنيد . زياد گفت : من اكنون حرف صاحب او را انجام نخواهم داد و گفتار وى را تكذيب خواهم ساخت اينك او را آزاد كنيد هنگامى كه رشيد اراده كرد از نزد او بيرون شود زياد باعمال خود گفت : بدترين اعمالى كه ما بايد در بارهء او انجام دهيم همان است كه صاحب وى گفته است اكنون دست و پاى او را قطع كنيد و بر چوبهء دار مصلوبش نمائيد در اين هنگام رشيد او را مخاطب ساخته و گفت شما از مطلب بسيار دور هستيد امير المؤمنين عليه السّلام مطالب ديگرى هم به من گفته زياد فورا دستور داد قبل از اينكه وى سخن بگويد زبانش را قطع كنند رشيد گفت به خداوند سوگند اكنون خبرهاى علي بن ابى طالب را تصديق كردم . ( 2 ) 7 - على عليه السّلام روزى براى مردم خطبه ميخواند و در أثناء كلام فرمود : از من بپرسيد قبل از اينكه مرا نيابيد و من از ميان شما رفته باشم به خداوند سوگند از من از هر دسته و جمعيتى كه بپرسيد از سوابق و لواحق آنها تا روز قيامت شما را مطلع خواهم كرد . در اين هنگام مردى از ميان جمعيت برخاست و گفت : اينك به من بگوئيد چند