تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
در بارهء او نزد پدرشان شفاعت نمودند ، امير المؤمنين عليه السّلام نيز او را آزاد كردند ، حسنين عرض كردند : يا امير المؤمنين مروان ميل دارد با شما بيعت كند ، فرمود : آيا وى پس از كشته شدن عثمان با من بيعت نكرد ، من اكنون به بيعت او احتياج ندارم . علي عليه السّلام به حسنين فرمود : اين مروان مدت قليلى به امارت خواهد رسيد ، و او پدر آن چهار نفريست كه مردم را مانند قوچ با شاخهاى خود اذيت خواهند كرد و امت اسلام از مروان و فرزندان او در رنج و محنت خواهند بود ، و اين قضايا پس از امير المؤمنين عليه السّلام روى داد و مروان اندكى بخلافت رسيد و پس از آن پسرش عبد الملك و فرزندان او مسلمين را اذيت كردند و خون جماعتى از شيعيان را ريختند . ( 1 ) 3 - امير المؤمنين عليه السّلام به ياران خود ميفرمود : پس از من گروهى بر شما ولايت و امارت خواهند كرد ، اين جماعت به صرف حكومت بر شما قناعت نميكنند ، بلكه شما را با تازيانه و آهن در شكنجه قرار ميدهند ، اكنون بدانيد كسانى كه در دنيا مردم را عذاب دهند خداوند آنان را در آن جهان معذب خواهد ساخت اين وقايع هنگامى روى خواهد داد كه صاحب يمن بسوى شما بيايد و عمال را بگيرد اين مرد نامش يوسف بن عمر است - اين مطلب نيز پس از مدتي بظهور رسيد و يوسف بن عمر از طرف عبد الملك والى كوفه شد و شيعيان امير المؤمنين را سخت در فشار قرار داد و آنان را در رنج و مصيبت زيادى گرفتار كرد . ( 2 ) 4 - علي عليه السّلام به جويريه فرمود : تو را مردى پرخور و شكم پرست و معاند و زنازاده كه در لئامت و پستي غوطه‌ور است خواهد كشت ، و دست و پاى تو را نيز ميبرد و بر شاخ درخت كافرى آويزانت مىكند ، هنگامى كه زياد در ايام خلافت معاويه والى عراق شد دست و پاى وى را بريد و بر شاخ درخت ابن معكبر آويزان كرد . ( 3 ) 5 - از جمله روايات در اين باب روايت ميثم تمار است ، بطورى كه در آثار نقل شده ميثم غلام زنى از بنى اسد بود ، امير المؤمنين عليه السّلام او را خريدند و آزادش كردند ، پس از اين از وى پرسيدند اسمت چيست ؟ عرض كرد : نامم سالم است ، علي عليه السّلام فرمود : پيغمبر به من فرموده : پدرت تو را « ميثم » نام نهاده است .