و پرچمها و باروبند خود همراه دارند .
جندب بن عبد اللَّه گويد : در اين هنگام علي عليه السّلام دست مبارك خود را به پشتم زد و فرمود : اى برادر ازدى آيا مطلب براى تو روشن شد ؟ عرض كردم : يا امير المؤمنين اينك فرمان در دست شما مىباشد هر گونه امر بفرمائيد اطاعت ميكنم ، پس از اين جنگ شروع شد و من نيز در ميدان كارزار وارد شدم و چند نفر را بر خاك انداختم هنگامى كه با يكنفر از خوارج دست بگريبان بودم در اثر برخورد شمشير روى زمين افتادم ، در اين بين ياران من سررسيدند و مرا از معركه بيرون كردند ، هنگامى كه به خود آمدم جنگ تمام شده بود .
و اما اخبار امير المؤمنين عليه السّلام از حوادث و وقايعى كه پس از آن حضرت ظاهر شد و از ستمهائى كه براى شيعيان آن جناب پيش آمد كرده از اين گونه مطالب در كتب اخبار زياد است و از اين گونه روايات تعبير به « فتن و ملاحم » مينمايند ، اينك چند نمونه از آنها را ذيلا يادداشت ميكنيم .
( 1 ) 1 - امير المؤمنين به مردمان كوفه فرمود : پس از من مردى شكم بزرگ و گشاده گلو در ميان شما پيدا خواهد شد ، او جز خوردن و شكم پر نمودن هنرى ندارد اين مرد سزاوار كشتن است و ليكن شما توانائى نداريد او را بكشيد ، وى شما را امر خواهد كرد تا مرا دشنام دهيد و از من بيزارى جوئيد ، شما در دشنام دادن به من آزاد هستيد و اگر گرفتار شديد مرا سب كنيد زيرا كه موجب رهائى شما از عذاب است و براى من هم مزيد طهارت و پاكى خواهد شد .
و اما در مورد برائت اگر شما را امر كردند كه از من برائت حاصل كنيد ، اين عمل را انجام ندهيد زيرا كه من بفطرت توحيد متولد شدهام و پيش از همه اسلام را اختيار كردهام و با حضرت رسول مهاجرت نمودهام ، تمام اين موضوعات پس از شهادت امير المؤمنين عليه السّلام در كوفه ظاهر شد ، زياد بن ابيه و مغيرة بن شعبه و حجاج بن يوسف مردمان كوفه را به سب و برائت از وى دعوت ميكردند .
( 2 ) 2 - هنگامى كه مروان حكم را در جنگ جمل به اسارت گرفتند حسنين عليهما السّلام
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 250
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص٢٥٠