تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
ميفرمود : شما مردى از امت مرا خواهى ديد كه نام وى اويس است ، او از حزب پروردگار و حزب رسول است ، وى در جنگ شهيد خواهد شد و گروه زيادى را شفاعت خواهد كرد ، ابن عباس گويد : پس از اين جريان دلم آرام گرفت . ( 1 ) 4 - امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : در ميان خوارج مردى وجود دارد كه دستش غير طبيعى است و به نظر بسيار شگفت مينمايد ، و مانند زنان پستان دارد ، وى بدترين مردمان است ، و نزديكترين مردم به خداوند با وى جنگ خواهد كرد . در اين هنگام « مخدج » در ميان خوارج نهروان هيچ گونه معروفيتى نداشت پس از اينكه آنان در نهروان كشته شدند علي عليه السّلام در ميان كشته‌شدگان وى را جستجو ميكرد و با خود ميگفت : به پروردگار سوگند من دروغ نميگويم و به من دروغ هم نگفته‌اند ، و به يارانش امر كرد تا جسد او را پيدا كنند . هنگامى كه غبار جنگ فرو نشست ، و ميدان كارزار روشن گرديد ، علي عليه السّلام گاهى سرش را به طرف آسمان بلند ميكرد ، و زمانى بسوى زمين مينگريست ، تا آنگاه كه بدن مخدج را مشاهده كرد ، امير المؤمنين پس از اينكه مرده او را در ميان كشتگان يافت پيراهن وى را پاره نمود ، ميان كتف مخدج غده بزرگى مانند پستان زنان وجود داشت كه چند دانه مو هم از وى روئيده شده بود ، وقتى كه غده را ميكشيدند بازويش هم با وى حركت ميكرد ، امير المؤمنين عليه السّلام در هنگام مشاهده اين منظره تكبير گفتند و پس از اين فرمودند : اشخاص بصير و بينا از اين واقعه عبرت ميگيرند . ( 2 ) 5 - علي عليه السّلام در بارهء خوارج پيش از اينكه به طرف نهروان حركت كند و با آنان جنگ نمايد به يارانش فرمود : به خداوند سوگند ده نفر از آنان رهائى پيدا نخواهند كرد ، و از شما نيز ده نفر بيشتر كشته نخواهند گرديد . ( 3 ) 6 - جندب بن عبد اللَّه ازدى گويد : در جنگ جمل در ركاب علي عليه السّلام با دشمنانش كارزار ميكردم و در اين موضوع هرگز گرفتار شك و ترديد نشدم تا آنگاه كه بسرزمين نهروان رسيدم ، در اين هنگام مردد شدم و با خود گفتم : اين گروه كه در مقابل ما قرار گرفته‌اند از قاريان قرآن و اخيار مسلمين هستند و من چگونه در اين امر