تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
خودش گذشت ، امير المؤمنين عليه السّلام از اين نوع معجزات زياد دارد ، و چون وقوع آنها در نزد مردم مشهور شده لذا كسى جرأت انكار آن را ندارد ، و در كلمات و خطب آن جناب از حوادث و ملاحم بسيار سخن گفته شده و آن مطالب در سينه‌هاى اشخاص محفوظ مانده است ، اكنون چند مورد از آنها را ذيلا مينگاريم . ( 1 ) 1 - هنگامى كه بعد از قتل عثمان مردم با وى بيعت كردند فرمود : به من دستور داده‌اند با ناكثين و مارقين و قاسطين جنگ كنم ، پس از چندى امير المؤمنين عليه السّلام با هر يك از اين سه گروه جنگ كردند . ( 2 ) 2 - طلحه و زبير خدمت حضرت رسيدند و از وى اذن خواستند تا براى عمره حركت كنند ، امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : به خداوند سوگند شما اراده عمره نداريد بلكه در نظر داريد به طرف بصره برويد ، و اين دو نفر پس از خروج از مدينه به طرف بصره رفتند و در آن جا جنگ جمل را بر پا كردند . ( 3 ) 3 - على عليه السّلام در ذى قار نشسته بود و از مردم بيعت ميگرفت ، در اين هنگام فرمود : اكنون از طرف كوفه هزار مرد خواهند آمد و با من بمرگ بيعت خواهند كرد ، ابن عباس گويد : من اين اشخاص را شمردم نهصد و نود و نه نفر بودند ، و ديگر كسى نيامد ، من كلمهء استرجاع گفتم و با خود انديشيدم كه چرا علي اين كلمه را بر زبان جارى كرد . در اين هنگام كه در فكر فرو رفته بودم شخصى را از دور مشاهده كردم ، اين مرد نزديك شد در حالى كه قبائى از پشم پوشيده بود ، و آلات جنگ را نيز همراه خود داشت ، اين مرد نزد على عليه السّلام آمد و گفت دستت را نزديك كن تا با شما بيعت كنم امير المؤمنين سلام اللَّه عليه فرمود : با چه شرطى با من بيعت ميكنى ؟ عرض كرد : به اطاعت از فرمان شما و جنگ كردن تا آنگاه كه در مقابلت كشته شوم ، و يا خداوند شما را پيروز گرداند ، حضرت پرسيد اسمت چيست ؟ گفت : اويس ، فرمود اويس قرنى ؟ گفت : آرى . امير المؤمنين عليه السّلام پس از اين فرمود : اللَّه اكبر از حبيب خود پيغمبر شنيدم كه