و به آن استناد ميجويند ، اگر چه بعضى از اهل روايت از اين خبر غافل شدهاند و او را روايت نكردهاند .
( 1 ) اين نص صريح را علماى اماميه در كتب خود آوردهاند ، و در بارهء او بتفصيل بحث كردهاند ، و گفتار مخالفين را باطل ساختهاند ، ما اگر بخواهيم در اين باره بحث كنيم كتاب ما به طول خواهد انجاميد ، اكنون هر كس ميل دارد تفصيل اين موضوع را بداند به كتاب « شافى » مراجعه كند ، تا اطلاعات لازم را در آن جا بيابد .
و اما نص خفى در مورد آيات و اخباريست كه در او تصريح به اسم نشده است و راجع به اين گونه روايات اختلافات زيادى مشاهده مىشود ، و در معانى آنها اقوال مختلفى ابراز شده است ، اينك يكى از آيات شريفهء قرآن را كه در اين مورد نازل شده مورد گفتگو قرار ميدهيم .
خداوند متعال فرموده :
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ
طريق استدلال به آيهء شريفه اين است كه : مقصود از كلمهء « وليّكم » كسى است كه سزاوار زمامدارى مسلمين باشد و امور زندگى آنان را در دست گيرد ، و اطاعت وى نيز بر آنان واجب باشد .
« ولى » در اصطلاح داراى چندين معنى است كه اكنون ذكر مىشود سلطان و حاكم را از اين جهت « ولى » ميگويند كه تدبير امور رعيت با وى مىباشد ، كسانى كه براى خلافت و سلطنت تربيت ميشوند « ولى عهد » نام برده ميشوند زيرا كه وليعهد پس از درگذشت خليفه و يا سلطان زمام امور را در دست ميگيرند ، و در مورد زنان هم گفته مىشود : « انه ولىّ المرأة » و اين هم از اين جهت است كه نكاح و تزويج او در دست ولى مىباشد ، و راجع به مقتول هم ميگويند : « فلان ولىّ الدم » و اين بمناسبت اين است كه گرفتن ديه و يا گذشت بوى ارتباط دارد .
مبرّد در كتاب خود گفته : « ولى » معنى اولى و احق را دارد ، و مولى نيز به همين معنى است پس بنا بر اين وقتى كه « ولى » در لغت به معنى اولى و احق باشد در آيهء شريفه هم بايد همين معنى را در بر گيرد .